جهانی شدن ومحیط زیست

                                                          به نام خدا

                           ايوب اماني  کلا ريجاني كارشناس ارشد جغرافيا

 بررسی اثرات جهاني شدن بر محيط زيست با نگرش جغرافيايي

چكيده :

کره زمین در تضاد خود پسندی های ملیتی ونژادی ونیز بی پروایی سیاست مداران افزار منددرمسیر انهدام جدی قرارگرفته است.پدیده ی جهانی شدن درابعاد مختلف اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و... به آن سرعت بیشتری بخشید علاوه بر آن کشور درحال توسعه به دلیل نداشتن یک راهبرد مشخص درزمینه محیط زیست ، اقتصاد پایدار،حفظ فرهنگ بومی- محلی و...به راحتی تسیلم این  پدیده شدن  که این شاید ناشی از ناتوانایی های دانشی ، فن آوری ، اقتصادی و...باشد.البته باید متذکر شد جهانی شدن (پخش)را از اساس نمی توان نامناسب دانست،بلکه  چگونگی اسفاده از آن در زمان ومکان مهم  می باشد.

روش پژوهش: ازنوع از نوع کتابخانه ای  وبر اساس مشاهدات علمی نگارنده از پدیده های انسانی وعوارض طبیعی مناطق مختلف ایران، شمال ، مرکز، غرب وشمال غرب  می باشد .روش شناسی آن از نوع ساختاری – کارکردی وهمچنین از نوع سیستمی می باشد.

نتایچ:1-از دست رفتن فرهنگ های بومی- محلی (یکی شدن فرهنگ)مادی گرایی را افزایش داد.2-بررسی های انجام شده در کشور های مختلف  در ارتباط با آلودگی محیط زیست وتجارت  بنین المللی رابطه تنگاتنگی وجود دارد.3-پراگند گی تخریب محیط زیست در کشورها  ونواحی محروم بیش از مناطق دیگر بود و...

واژگان کلیدی:

2- جهانی شدن فرهنگ.3- جهانی شدن اقتصاد.   3- محیط زیست.

مقدمه :

محيط زيست اجزا و عناصر فراواني دارد . اجزا و عناصر آن با يك ديگر ارتباط متقابل دارند و بر يكديگر اثر مي گذارند و از يك ديگر اثر مي پذيرند . ورودي و خروجي در اين سامانه ( محيط زيست ) تا قبل از انقلاب صنعتي به مقداري بود كه تعادل آن را حفظ مي نمود به همين سبب محيط زيست يك مجموعه متعادل بود ، اما بعد از انقلاب صنعتي فشار بر منابع طبيعي شدت ب یشتری يافت و محيط زيست نا متعادل شد . عدم تعادل در همه ي مكان هاي جغرافياي يكسان نبود در كشورهاي شمال بيشتر از كشور هاي جنوب بود . اين روند تا قرن بيست و يكم همچنان ادامه يافت در اين قرن ( 21 ) م ، پديده ي جهاني شدن فرهنگ ، اقتصاد مصرف و... شايد اين مشكلات را شدت بخشيده باشد .

بر هم خوردن تعادل محيط زيست حيات موجود زنده را به خطر مي اندازد و اين فضا را دچار بحران خواهد نمود .

شايد بعضي ها شناخت كافي نسبت با اين موضوع ندارد و بعضي ديگر به علت تهديد منافع شان آن را جدي نمي گيرند و بي اعتنا به آن هستند .

.

طرح وتبیین مساله

دانش جغرافيا از ريشه دار ترين دانش ها است و عمری به قدمت انسان بشري دارد .

در مراحل تحول و تكامل تاريخي متاثر از شرايط زماني و مكاني بر موضوعات ويژه تاكيد بیشري داشت و اهداف خاصي را دنبال نمود . زماني نواحي ناشناخته را كشف مي كرد و در زمان هاي ديگر در خدمت استعمار ، جنگ ، مطالعات ناحيه اي ، آمايش سرزمين و .... بود ، اما نكته قابل ذكر اين است كه نياز هاي روزجامعه مشخص كننده روند تغييرات مطالعاتي علوم و مشخص كننده موضوعات مورد بررسي آن مي باشد .

جغرافيا بر اساس ماهيت ، موضوع، هدف وروش اش  به  مطالعه   وبررسی چشم اندازهای طبیعی وفرهنگی  وهر آن چه که روی زمین است می پردازد. انسان ، اجزا و عناصر طبيعي و ساختار هاي جامعه در سطوح محلي ، منطقه اي ، ملي و فراملي و  شناسايي و بررسي چگونگي روابط ميان آنها و اثرات ناشي از اين روابط است .

طرح مساله ، حل مساله و آينده نگري در حيطه ي کار جغرافياي كاربردي است .  يكي از موضوعاتي كه امروزه در سطح جهان مطرح مي باشد و همه ي اجزا و عناصر انساني ، طبيعي و محيط جغرافيايي را تحت تاثير قرار داده پديده ي جهاني شدن است . اين پديده چندین پرسش يا فرضيه را مطرح  می نمایند دراین بخش مابا طرح چند پرسش به به بررسی این پرسش ها می پردازیم.

 -آیا جهانی شدن فرهنگ سبب برهم خوردن تعادل ونظم محیط زیست خواهد شد؟

-آیا ارتباطی بین گسترس فرهنگ مادی گرایی با آلودگی محیط زیست وجو دارد؟

- آیا آثار وپیامد های جهانی شدن فرهنگ واقتصاد پراگندگی فضایی یکسان  دارد؟

 

 

 

 

الف – ايدئولوژي

ايدئولوژي نظام افكار و عقايد وابسته به هم است . اعضاي يك گروه در آن شريك بوده ، توجيه كننده افكار و نابع آن است . ايدئولوژي بر مكتب تقديم دارد و بر نظريه تاثير مستقيم مي گذارد .

شايد بتوان گفت ايدئولوژي عامل طرح نظريه در مكتبي خاص است . ايدئولوژي با دين  و مذهب ارتباط دارد و ثبات برخوردار است .

بطور كلي ايدئولوژي را م توان به دو بخش الهي ( آسماني ) و غير الهي ( مادي ) تقسيم كرد :

ايدئولوژي الهي هزاران سال است كه بر سرنوشت لشر حاكم است . ايدئولوژي الهي چنان در ساختار نفوذ كرده است كه آثار آن در تمام شئون زندگي انسان ها مي توان ديد . در اديان الهي چون ، اسلام و مسيحيت به خوبي مي توان اين آثار را مشاهده كرد .

ايدئولوژي غير الهي ( مادي ) به سه قسمت تقسيم مي شود : كاپيتاليسم ( سرمايه داري ) ، سوسياليسم ، كمونيسم و اقتصاد مختلط ( سرمايه داري با دخالت دولت ) . (1)

موارد تفاوت بين ايدئولوژي الهي و غير الهي متعدد است ولي نكات قابل توجه در اين بحث نوع نگرش  به محيط زيست ( منابع طبيعي ) و نحوي استفاده از اين منابع مي باشد كه در بخش هاي بعدي توضيح كامل تري ارائه خواهد شد .

ب : انواع ايدئولوژي و محيط طبيعي

1- ايدئولوژي خود محوري و طبيعت

به لحاظ زماني و مكاني از زمان گذشته ( ابتداي خلقت انسان ) تا به امروز به دلايل مختلف ايدئولوژي هاي  متفاوتي ميان افراد و جوامع حاكم بود . بنا براين رفتار و عملكرد هاي افراد و جوامع در تمامي زمينه ها از جمله ، محيط طبيعي متفاوت بوده است .

اين ايدئولوژي ( خود محوري و طبيعت ) مي گويد هر آنچه كه بر فرد خوب است براي جامعه نيز مي باشد . سودگرايي فرد بر جامعه برتري دارد يعني روي حقوق فرد تاكيد مي كند . از نظر تاريخي ، در قرن هفدهم ، فلسفه خود محوري از فرهنگ غربي شروع  مي شود . از آن زمان به بعد ، اين فلسفه به منزله اصول اخلاقي ليبراليسم و آزادي مطلق سرمايه داري به شمار مي آيد .

حكمت خود محوري ، اخلاقيات پروتستاني را در بهره گيري از محيط به نمايش مي گذارد . هر فرد مسئول رهايي و نجات خود از طريق اعمال نيك مي باشد .

در پذيرش فلسفه خود محوري ، آيات كتاب مقدس انجيل نيز به نفع حكمت سود طلبي تفسير شده است و بهره گيري از اين آيات سبب گشته است تا دولت آمريكا تا سال (1846 ) م ايلات تحت تسلط خود را تا ايلات اورگان ( شمال غرب ) توسعه دهد و سرزمين آمريكا را تا ساحل اقيانوس آرام برساند . زيرا از نظر مفسران و نظريه پردازان حكمت سود طلبي شخصي ، كتاب مقدس چنين دستور مي دهد : زمين هاي باير را چون گل سرخ شكوفا كن ، قوانيني تدوين نما ، زاد و ولد كن و بر زمين مسلط شو ، بدان سان كه پروردگار عالم به ما دستور داد. (2)

اين نگرش يك بعدي سبب شد كه افراد و جوامع طبيعت را همانند يك كالاي مادي بي رويه مورد استفاده و بهره برداري قرار دهند . افزون بر آن در اين نگرش افراد رقابتي رفتار مي كنند ، در اين رقابت كساني برنده خواهند بود كه داراي فن آوري پيشرفته و توان  بيشتري در استفاده از منابع طبيعي را داشته باشند اين گونه رفتار در دراز مدت سبب فشار بيشتر بر منابع شده و در نتيجه استفاده غير اصولي و غير اصولي و غير عقلاني آغاز مي شود .

2- ايدئولوژي مسيحت و طبيعت

مسيحيان باور دارند كه انسان ها جدا از طبيعت و مافوق آن هستند و مي توانند آنچه را كه در طبيعت وجود دارد مورد بهره برداري قرار دهند . اين نوع نگرش سبب شده است كه انسان ها به كمك فن آوري ، رفتار تخريبي و زيان آور نسبت به محيط زيست انجام دهند .

وايت مي گويد : از دهه (1850 ) م ، پيوند علم و فن آوري شروع مي گردد و به سرعت فن آوري پيشرفته عليه طبيعت بكار گرفته مي شود و اين تفكر د جهان مسيحيت رواج مي يابد كه طبيعت تنها براي سود دهي به انسان ، خلق شده است . زيرا خداوند به ما دستور ميدهد كه طبيعت را جهت زندگي شايسته انسان مورد بهره برداري قرار دهيم . نظير چنين عقايدي در كتاب پيدايش – تورات نيز ديده مي شود . در اين كتاب خداوند به انسان دستور مي دهد كه زمين را باور كن ، زاد و ولد نما و آن را مطيع اراده ي خود گردان .

چنين به نظر مي رسد كه انسان با ايدئولوژي مسيحيت وئ يهوديت ضمن بكارگيري عقاد مذهبي ، نسبت به طبيعت و شرايط محيط زيست طبيعي ، گستاخانه ، مستبدانه و بهره كشانه ، عمل كرده است .

بعد از ظهور مسيحيت پيروزي اين نگرش بر الحاد ، اعتقاد به ( دارا بودن روح در طبيعت ) از بين مي رود و انسان چندين برابر گذشته ، به تجارت و تخريب طبيعت مي پردازد . با كنار زدن الحاد ، طبيعت فاقد ارواح مي گردد و به صورت يك شي در مي آيد در نتيجه ، مذهب و آيين هاي مذهبي ، از جهان طبيعي به جهان متافيزيكي تغيير جهت مي دهد . (3 )

3- ايدئولوژي اسلام و عوامل محيطي

نظر متفكران را درباره طبيعت و عوامل محيطي مي توان چنين بيان كرد : عالم طبيعت را ممكن است به عنوان كتابي سرشار از رموز و اسرار الهي مورد نظر قرار داد . چنان كه در قرآن مجيد نيز به آن اشاره شده است . طبيعت كتابي است كه حقايق الهي در آن تجلي يافته است . ميان علومي كه در تمدن هاي قديم رايج بوده است يك امر بين اين علوم مشترك مي باشد و آن نظريه ( وحدت عالم طبيعت ) است . وحدت طبيعت ، نتيجه ي مستقيم وحدت عالم است . هدف نهايي اين علوم ، نمايان ساختن يا پيوستگي جميع كائنات و كليد مراتب از نظر حكمت اسلامي ، موفقيت هر علمي از علوم طبيعي ، تا حدي است كه بتواند وحدت پيوستگي موجودات را نمايان سازد . قرآن مجيد دائما انسان را متوجه پديده هاي طبيعي مي كند و آن ها را آيات خداوند مي خواند .

كارولين مرچنت ، استاد فلسفه و تاريخ محيط زيست در مورد عقايد مسلمانان نسبت به محيط زيست چنين مي گويد :

اسلام ، نمونه ي درخشاني از آگاهي اكولوژي بدست مي دهد . در ديدگاه اسلامي ، انسان جانشين خداوند خداوند در روي است . قرآن مجيد چنين تعليم ميدهد كه كيهان ، طبيعت و محيط همگي آياتي از آفريدگار جهان مي باشد . (4 )

از اهم حقوق طبيعي افراد بشر ، حق بهره مندي و تمتع از مواهب منابع طبيعي و محيط زندگي سالم است در نگرش اسلام همه انبا آدم بايد بتوانند به نحوي عادلانه از منابع غذايي ، اعم از گياه ، حيوان و همچنين هوا و آب و خاك منابع معدني و ....استفاده كنندبديهي است هر كاري كه موجبات خرابي كيفي و كمي اين منابع در هر نقطه اي از پهنه گيتي فراهم سازد تجاوز به حقوق انساني و گناه تلقي مي شود .

رعايت حقوق عناصر طبيعي و احترام به حق حيات همه موجودات ، به ويژه ابنا بشر نبايد تنها در برهه ئي خاص از زمان مد نظر باشد بلكه بايستي انسان پيوسته خود را در طول تاريخ در برابر آيندگان مسئول بداند ومتوجه اين مهم باشد كه هر نوع افراط و تفريطي در استفاده از منابع و هر گونه بي مهري نسبت به طبيعت ، اثرات سوئي در كل نظام طبيعت داشتند ، زندگي فرزندان خود سياه مي كند . (5 )

زماني كه انسان خود راجانشين خداي خود مي كند بر روي زمين بداند ، از آسيب رساندن و تجاوز به حريم مخلوقات ديگر احساس گناه كند ، همين احساس گناه مانع از تخريب محيط زيست مي شود.

پ- نظام هاي اقتصادي و محيط زيست

1- نظام اقتصادي سرمايه داري ( كاپيتاليسم )

فعاليت هاي توليدي در جهان امروز ، اعم از كشاورزي يا صنعت ، توسطدو الگوي متمايز سرمايه داري و سوسياليسم سازمان داده شده . شناخت روش هاي گوناگون فعاليت هاي توليدي سازمان يافته دردون جوامع ، اصولا براي شناخت اثرات آنها در محيط نيست ،  بلكه كشف ماهيت پاسخ هاي گذشته و حال براي فعاليت ها و رفتار هاي حفاظت از محيط در آينده است .

روش  توليد سرمايه داري ، شيوه ي غالب در جهان مدرن است در قرن شانزدهم سرمايه داري در اروپاي غربي جانشين فئوداليسم گرديد و ترقي كرد ، سپس در قرن هجدهم در مناطق جديدي از جهان ، نواحي خارج از مراكز سرمايه داري غربي توسعه يافت . نظام سرمايه ذاري براي افزايش توليد و بهره وري ، به گسترش جغرفيايي براي دسترسي به اراضي جديد جهت توليد محصولات كشاورزي ، مواد خام جهت صنايع و بازار هاي جديد وابسته بود .

در بسياري از نواحي جهان كه شيوه ي توليد سرمايه داري در آنها حاكم است ، فشار زيادي بر محيط وارد مي آيد ، ويژگي بارز نظام سرمايه داري چون مالكيت خصوصي بر منابع ، نياز به حداكثر سود و رقابت در داخل بازار – آزادي اقتصادي است كه به بهره برداري از منابع جديد محيطي بدون توجه به نگراني هاي موجوددر رابطه با بهره برداري فير معقول از منابع يا فشار محيطي بيش از حد چنين فعاليت هايي ( كه ممكن است در مدت كوتاهي نمود داشته باشد ) منجر مي گردد.

نظر به اينكه بيشتر مردم در مكان ها در داخل نظام سرمايه داري جهاني به هم پيوند خورده اند     ( بي درنگ نوعي از استعمار شكل مي گيرد ) جوامع براي توليد محصول بيشتر زير فشار قرار مي گيرند . و كالا ها در بازار رقابتي براي فروش عرضه مي گردند .

با وجود اين ، ماهيت كالا هاي توليد شدهعموما براي خارج از مز ها شكل مي گيرد . تا براساس نياز ها و سليقه هاي محلي ، نتيجه نظام سرمايه داري ، ايجاد تغييرلت اساسي در نواحي است كه اين شيوه ي توليد در آن جا جريان داشته ، همينطور ارتباطات اجتماعي – بين افراد و گروه هاي حاكم در آن جامعه بازسازي شده و موجب تقاضاي بيشتر و در نتيجه فشار مضاعف بر محيط طبيعي مي شود . فرآيند هاي نظام سرمايه داري تنها با استعمار نواحي به پايان نمي پذيرد ، بلكه همچنين منجر به كشف محيط هاي جديد و مشكلات توسعه در كشور هاي در حال توسعه جهان گرديده و مسائلي را براي آنان ايجاد مي كند . (6 )

2- نظام اقتصادي سوسياليستي

سوسياليسم به عنوان شيوه اي در سازماندهي توليد و جامعه ، در اصل ريشه در اصطلاح جوامع اوليه كمونيستي دارد كه در آن جوامع از منابع بصورت اشتراكي استفاده مي شد و سازماندهي جمعي براي خانواده نوعي اجبار بود .

سوسياليسم به عنوان يك ايدئولوژي در قرن نوزدهم در انتقاد سرمايه داري و كاركرد آن نظام به عنوان كمونيسم اوليه در مقابل كاپيتاليسم ايجاد شد و گسترش يافت . در عين حال حيطه وظايف در داخل نظام سوسياليستي از حد گروه خويشاوندي فراتر مي رود .

در اين نظام مالكيت ارضي و ديگر عوامل توليد ، تصميمات در خصوص چگونگي توليد ( نحوه ي توليد ) و چگونگي تخصص و اينكه اصولا براي چه هدفي و براي چه كساني باشد ،                                                                                    

 هماهنگی توسط دولت براساس نیاز های اصلی توانایی ها ، شایستگی ها و استطاعت تعیین می شود . ایدئولوژی سوسیالیستی بر این باور است که مکانیسم بازار از توانایی توزیع برابر ثروت در بین جامعه برخوردار نیست . در چند سال اخیر سوسالیسم بطور سریع دچار تغییرات اساسی شده است . بعلاوه شیوه ی تولید سوسیالیستی در حال حاضر در شرق اروپا و پیش از این در اتحاد جماهیر شوروی سابق دچار تغییرات سیاسی آشکاری شد و منجر به ایجاد فضای باز گردیده وبرای گروه هایی از مردم در این نواحی امنیت قانونی ایجاد شده است .

شرایط ایدئولوژیکی جامعه در فعالیت های تولیدی و انتخاب استراتژی های ساز گار با محیط برای کنترل آلودگی و حفاظت محیط زیست اثرات زیادی دارد . به عنوان مقام اشکال تولیدی سوسیالیس به عنوان یک ایدئولوژی ، استراتژی خاص برای کنترل آلودگی از طریق تمرکز بسیار شدید اعمال کرده و به دولت های محلی اختیارکمی می دهد در مقابل شیوه تولید سرمایه داری عمدتا بر عدم تمرکز تاکید دارد ، به عنوان مثال ، انگلستان از جهات مختلف به کنترل آلودگی می پردازد . همچنین امکانات مشارکت عمومی و فرست دسترسی به سامانه سیاسی از طریق گروه های محیطی بین دو نظام ایدئولوژیکی به شدت متفاوت است . برای مثال ، درانگلستان امر تصمیم گیری در رابطه با کنترل آلودگی به شیوه های مشورتی میان مدیران ، اعضای مشورتی دولت ، گروه های مشورتی و شورا های خصوصی وابسته است . مضافا اینکه نمایندگان از گروه های محیطی نیز در مراحل تصمیم گیری به صورت متحد با هم شرکت دارند .

این امر از طریق هیئت های مشورتی به وسیله تبلیغات پارلمانی در مقولات زیست محیطی صورت می پذیرد . (7 )

هدف عمده و اصلی شرکت ها و موسسات تولیدی تامین حداکثر منافع سرمایه گذاری است لذا چه بسا از مخارج اضافی برای رعایت مقررات ایمنی در تولید سر باز می زنند . در جوامع سرمایه داری محدودیت ها و ضوابط مقرره برای جلوگیری از صدمه به محیط ، واکنش های جامعه با طبیعت اجرا نمی شود و معیار تولید در نظر گرفته نمی شود و همچنین بروز مشکلاتی در جامعه سرمایه داری در ارتباط با محیط زیست می گردد. اما در یک اقتصاد سوسیالیستی ، اجرای برنامه هایی که به مثابه معیار تلقی می گردد، اصلی غیر قابل انفکاک و جدائی از تمامی فعالیت های اقتصادی محسوب می شود ، قبل از مطالعه عینی و عمیق اشکال مختلف کنش های متقابل از نظر تبادلات باید به گوناگونی و تنوع عظیم ای کنش ها و مسائل ناش از این تنوع اذعان نمود (8)

بسیاری از مفسرین عقیده دارند که شیوه ی سرمایه داری و تخریب محیطی از امور اجتناب نا پذیر بوده و اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز خدمت بهتری به حفاظت محیط زیست می کند . با وجوذد این طبق اظهارات گلدمن (gold man  ( 1972 دلیل وجود ندارد که معتقد باشیم مالکیت دولتی شیوه تولید لزوما تضمین کننده جلوگیری از تخریب محیط زیست است . ( 9 )

ت –پیشینه ، معنا و مفهوم جهانی شدن

اصطلاح جهانی شدن برای نخستین بار در( 1916 ) م به محافل علمی راه یافت اما کاربرد مفهوم آن ، اگر امپراتوری های بازرگانی اسپانیا ، پرتغال و هلند را به حساب می آوریم ، به دهه ها و سده های گذشته می رسد . برخی بر این باور اند که دنیا ، با توجه به تجارت جهانی و مهاجرت ، در صدها سال گذشته ام به اندازه امروز جهانی شده بود ، اما رکود دهه (1930 ) م به آن شدت بخشید ، کشور ها با این آگاهی که بازار های جهانی می توانند بدبختی هایی را به شکل فقر و بی کاری پدید آورند ، سر در لاک خود فرو بردند . تصمیم جدی کشور های غربی برای ایجاد روابط بین المللی پس از جنگ جهانی دوم ، زیر بنا و چهار چوب اصلی جهانی شدن امروزی را پدبد آورد .

جهانی شدن مفاهیم گوناگون دارد و اتفاق نظری برای تعیین تعریفی واحد از پدید دیده نمی شود مارتین البرو ( martin albero  ) جهانی شدن را فر آیندهایی می داند که بر پایه آن همه ساکنان کره ی زمین در جامعه ای واحد و فرگیر به هم می پیوندند . در این تعریف همانند گفته های بسیاری از نظریه پردازان ، سه نکته وجود دارد : کاهش نقش مرز های جغرافیایی – تنیده شدن منافع فرد و کشور های پیرامونی – تبدیل واژه ی بین المللی . جامعه شناسی جدید ، جهانی شدن را اینگونه توصیف می کند :

جهانی شدن شامل فرآیند های نظام مند کردن اقتصاد در روابط بین الملل است که در گذر زمان تشدید شده و اکنون با سرعتی فزاینده رو به گسترش است . جهانی شدن در بردارنده وابستگی است ، به گونه ای که هیچ رابطه خاص به گونه ی مستقل نمی تواند پایدار بماند برعکس هر رشته از این روابط با دیگر رشته های پیوند دارد و آنها پیوسته بر هم اثر می گذارند . در نتیجه ، همبستگی و یک پارچگی جامعه بشری افزایش می یابد پدیده جهانی شدن سیاره زمین به گونه یک مجموعه کلی در نزد ساکنان کره ی ارض ترسیم می کند . (12 )

1-جهانی شدن فرهنگ :

فرهنگ در شمار آن دسته از واژه ها و مفاهیم  علوم اجتماعی و انسانی است که هر چند کاربرد بسیار دارد ، اتفاق چندانی بر سر تعریف آن نیست و تعریف از اندیشمندان با توجه به موضوع مورد تاکید خود  تعریف از آن ارائه می دهند . علیرغم تعاریف متعدد از فرهنگ ، اما در همه ی آنها چه بطور ضمنی و تلویحی از ارزشها ، هنجار ها و انتقال آنها یاد شده است ، فرهنگ همانند واژه ای چشم انداز .... و کلی است ، حتی شاید گسترده تر از چشم اندازه و دیگر واژه های مشابه با آن باشد . فرهنگ می تواند روح یک جامعه شمرده شود اگر جامعه جسم و فرهنگ همچون روح در نظر گیریم به خوبی می توانیم اثرات به چالش کشیدن فرهنگ را بر تمامی ابعاد در زندگی فرد و ساختار های جامعه مورد ارزیابی قرار دهیم . نخستین چیزی که فرهنگها در دوران جهانی شدن با آن روبه رو گشتن (( موزائیک فرهنگی )) است (( موزائیک فرهنگی )) واژه ای است که داریوش شایگان برای توصیف وضع فرهنگی جوامع در جهان نو بکار برده است ، مفهوم موزائیک فرهنگی به معنای گسترش ارتباطات ، کنش های متقابل و تعامل فرهنگی در پرتو رشد و گسترش ابزار های ارتباطی و تکنولوژیک است در جوامع پیشین تعامل های فرهنگی میان گروه ها و جوامع بسیار محدوذد و اندک بوده است .  عوامل جغرافیایی و محیطی مانعی بسیار مهم در برابر هر کونه ارتباط با فرهنگ های دیگر بود و دامنه ی تعامل فرهنگی را بسیار تنگ می کرد ولی در جهان امروز به سبب تحولات و پیشرفت های چشم گیر در حوضه فناوری ، ترابری در ارتباط رخ داده ، این وضع یکی دگرگون شده است . دگر گونی های ژرف در پهنه ی جهانی ، گرایش های  منفی از اندیشمندان را برانگیخته است . این دانشمندان بر این باورند که گونه ای فرهنگ جهانی در حال شکل گیری است ، فرهنگی که فرهنگ غربی یا آمریکایی می خوانندش . در این رهیافت ، فرهنگ واحد جهانی نو پدید ، در بر گیرنده رشته اي از عناصر و اجزاي فرهنگي است كه سرمايه داري جهاني و قدرت هاي غربي آنها را در قالب هاي گوناگون به جوامع ديگر عرضه و حتي تحميل مي كنند و پذيرش آنها گونه اي خود باختگي بيگانه و خدمت به صاحبان آن فرهنگ است .

سه جنبه ي كلي در مورد ليبراليسم فرهنگي شناسايي شده است . گسترش تجديد غربي ، گسترش و جهانگير شدن فرهنگ سرمايه داري و جهاني شدن فرهنگ آمريكايي .

برجسته ترين شدن فرنگي را مي توان جهان گير شدن وي‍ژگي هاي اصلي تجديد دانست . اين ويژگي هاي عبارت اند از يك نهاد ها و شيوه هاي رفتاري كه در پي فروپاشي نظام فئودالي دراروپاي غربي شكل گرفت و در ظرافت چندين دهه به بخش هاي ديگري از جهان ، از جمله آمريكايي شمالي ، اقيانوسيه و ژاپن راه يافت .

يكي ديگر از ويژگي هاي نهادي تجدد صنعت گرايي است كه پديده اي اقتصادي – اجتماعي به شمار مي رود .

ويژگي ديگر تجدد ، نظام سرمايه داري است كه سال هاي پاياني قرن هجدهم به يك نظام اقتصادي – اجتماعي برتر در غرب تبديل شد.

بعد ديگر امپراليسم فرهنگي از ديدگاه اين نظريه پردازان پيدايش نوعي فرهنگ مصرفي جهانگير است كه گونه اي از اين فرهنگ جهانگير مصرف محصولات آمريكايي غربي است . (13)

فرآيند جهاني شدن فرهنگ سبب يكي شدن ايدئولوژي ها و يكي شدن ايدئولوژي ها سبب يكسان سازي در نوع و ميزان كالا ها مصرفي خواهد شد ، در نتيجه يك سبك زندگي رواج خواهد يافت .

رواج سبك زندگي غربي متوجه طبقه متوسط در حال رشد شده است در حالي كه قسمت اعظم طبقه كم درآمد قادر نيستند خود را با چنين روشي وفق دهند . خطر بزرگ و نگران كننده اين است كه اين روش زندگي پر مصرف غرب در دراز مدت پايدار نيست ، نتيجه تحقيقات و گزارشات دانشمندان و محققين تا كنون نشان داد كه سامانه اكولوژي جهان در دراز مدت توانايي تغذيه و ارائه امكانات بيشتر از نيم ميليارد نفر را با اين سبك زندگي ندارد در صورتي كه امروزه با اطمينان مي توان مدعي شد كه حداقل يك ميليارد تن بااي سبك زندگي مي كنند و اين تعداد به سرعت رو به افزايش است .

طبق بررسي و محاسبات موسسه تحقيقات آمريكايي (world watchins  )اگر وضعيت به همين نحو كه جريان داشته پيش برود تا سال (2010 ) م ، (20% ) مراتع (3%) جنگل ، (20%) زمين هاي كشاورزي و (10%) صيد ماهي كمتر خواهد شد ، كه بايد افزايش كمبود آب در خيلي از نواحي و خطر تغييرات آب و هوا را نيز به اين ارقام بيفزاييم .

در آخرين بحث تاثير انسان بر محيط زيست را مي توان با معامله زير به سادگي تشريح كرد .

تاثير محيط زيست = انتخاب نوع فن آوري *عادت مصرف (روش زنگي )* مقدار تراكم جمعيت . (14 )

2- جهانی شدن اقتصاد

یکی از مسائل اساسی در اقتصاد روش تولید است. نحوه ی تولید متاثراز سطح فن آوری وعوامل تولید می باشد به لحاظ زمانی و مکانی شیوه های تولید متفاوت، سنتی و صنعتی (خود بسایی وتجاری) یا با هم بودند.

پدیده ی جهانی شدن،از دیدگاه کلی به عنوان ادغام بیشتر اقتصادهای ملی در اقتصاد جهانی، بسیار مورد بحث قرار گرفته است. ادغام بیشتر اثرات زیادی بر سا ختار تولید اقتصاد های ملی نقش شرکت های بین المللی سرمایه گذاری مستقیم خارجی، انتخاب مصرف کنندگان ودیگر جنبه های تولید مصرف اقتصاد های تجاری داشته است.

پدیده های جهانی شدن که هسته مرکزی آن جهانی شدن اقتصاد است،همانا جهانی شدن سرمایه وسرمایه داری است وبه لحاظ ماهیت، پدیده ای تازه نیست، بلکه ویژگی بنیادین رشد و انباشت سرمایه است وجهانی شدن امروزی دنباله طبیعی پویایی این ویژگی ماهوی سرمایه در مقطع کنونی به شمار میرود.صنعت جدید، بازار جهانی را به وجود آورده، نیاز بازار پیوسته در حال افزایش بوده و موجب شده که سرمایه به سراسر خاکی هجوم آوردن و برای رفع نیاز خود در همه جا مستقر گردد وبا همه جا در ارتباط قرار گیرد وبه تولید ومصرف همه ی کشورها ویژگی جهان وطنی میبخشد.

تبعیت از الگوی بازار در نظام جهانی رقابت را میان کشور ها شدت میبخشد در این رقابت کسانی برنده خواهند شد که توان بیشتری در بهره برداری از عوامل تولید به ویژه زمین ومنابع طبیعی داشته باشند در نتیجه این رقابت، کشور های ضعیف در حاشیه قرار خواهند گرفت وافراد آن جامعه فقیر تر خواهند شد .

به لحاظ تجربی ثابت شده است که افراد فقیر برای تامین نیاز های مادی خود در مناطقی که شرایط طبیعی مساعد نیست. ساکن می شوند و فعالیت ها خود را در همان مناطق شدت می بخشند .

افزایش یافتن  فعالیت های انسانی در محیط های طبیعی شکننده میزان تخریب محیط زیست را بیشتر میکند .

جریان های سرمایه به طور اعم و بویژه سرمایه گذاری مستقیم خارجی راه های عمده ای هستن که جهانی شدن ان بر محیط زیست اثر میگذارد سرمایه گذاری خارجی عمده ترین محلی است که همگرایی اقتصادی، انتشار فن آوری و گسترش تجارت را موجب می گردد. جریان های سرمایه در جهان از جریان های تجارت بزرگتر است هر روز نزدیک به (20) میلیارد دلار بین مرز ها تبادل تجاری صورت می گیرد. در سال (1966) م. جریان سرمایه خصوصی به کشور های در حال توسعه (6) برابر ارزش کمک های مالی رسمی برای توسعه بوده و (86 %) کل جریان سرمایه ای این کشور ها را تشکیل می داده است (بانک جهانی 1997) اما جریان های خصوصی سرمایه تمایل به تمرکز در کشور های خاصی دارند.

کشور های فقیر که سرمایه گذاری در آنها بالا است و دارای نهاد های توسعه نیافته وزیر و زیر ساخت های ضعیف هستند، قادر به جذب قابل توجه سرمایه نمی باشند. وانگهی، جریان های خصوصی سرمایه صرفا با توجه به ملاحظات مربوط به قابلیت پایداری هدایت نمی شوند و حساسیت و فرار بودن ان ها بستگی زیادی به شرایط متحول بازار دارد.

از حدود (280 ) میلیارد دلار جریان خصوصی سرمایه به کشور های در حال توسعه (45%) به صورت سرمایه گذاری مستقیم خارجی، (33 %) پرداخت و(19 %) به صورت سرمایه گذاری سهام پذیرفته است.

سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتر درزمینه ی کارخانه های صنعتی، توسعه معدن، نیروگاها، مخابرات، توسعه بنادر،ساخت و فرودگاه،عرضه ی آب و بهداشت صورت می گیرد که همگی به استفاده از منابع طبیعی و زیست محیطی مربوط می شود.به همین دلیل سرمایه گذاری خارجی بیشترین اثر مستقیم بر محیط زیست و توسعه پایدار می گذارد. اگر این سرمایه گذاری گذشته از ارزش شرکت ها به وضعیت محیط زیست توجه کند، دارای اثر مثبت است و در غیر این صورت برای سود دهی بیشتر، فشار را افزایش می دهد و انگیزه های زیست محیطی را از بین می برد.

یکی دیگر از آثار جهانی سازی در بخش اقتصاد،گسترش مالکیت های خصوصی و خصوصی سازی است در اقتصاد بخش خصوصی،نوع نگرش به منابع طبیعی و محیطی به میزان آزادی بهره برداری از هر سه عامل فعالیت اقتصادی یعنی نیروی انسانی ، زمین یا طبیعت و سرمایه بستگی دارد. هر اندازه ظرفیت بهره برداری و بهره کشی از زمین و منابع افزايش يابد ، به همان اندازه توجيه اقتصادي و در آمد زايي بيشتر خواهد بود برداشت (( كالا گونه )) از منابع ، مهمترين نارسايي چنين نظامي به شمار مي رود .

ارزش دهي مادي و اقتصادي به منابع و محيطي زمينه ي خريد و فروش و كارهاي سود گرانه را براي آن فراهم مي كند . هر چند هدف در اينجا نفي كاركرد اقتصادي زمين به عنوان منبعي حياتي نيست ، زيرا زمين زندگي انسان را تثبيت مي كند و يكي از پيش شرط هاي ضروري امنيت مادي اوست ، اما تغيير نوع مالكيت بر زمين و ديگر منابع محيطي و افزايش سلطه بخش خصوصي بر آنها زمينه هاي ناپايداري پديد مي آورد . پيامد هاي ناگوار دارد . (17 )

توليد به صورت انبوه با كمترين هزينه  و بيشترين فايده و بدون توجه به توان هاي محيطي يكي از ويژگي هاي بخش هاي خصوصي مي باشد توليد كنندگان به ويژه بخش خصوصي محولات كشاورزي و توليد صنعتي را به منظور فروش توليد مي كنند .

آنان براي فروش محصولات و كالا هاي توليد شده بازار يابي مي كنند . بنابراين زمينه براي مبادله تجاري ميان كشور ها فراهم مي شود . چونكه امروزه تعداد توليد كند فراوان است ، رقابت تجاري شكل مي گيرد در اين رقابت تجاري گروه هايي برنده خواهند شد كه اولا محصولات خود را در قالب هاي جذاب تري بسته بندي نمايند ثانيا هزينه ي كمتر براي توليد آن صرف شده باشد . چه بسا ممكن است اين بسته ها قابل بازيافت نباشد و اين كم كردن هزينه سبب پايين آمدن استاندارد هاي زيست محيطي محصولات و كالا ها توليد شده شود .

توليد محصولات كشاورزي و كالا هاي صنعتي چنانچه به هر دليلي با شرايط اكولوژيكي ناحيه سازگاري نباشد به محيط زيست خسارت وارد مي كند .

در اقتصاد جهاني (تجارت جهاني ) محصولات و كالا هاي توليد شده ، با واسطه يابي واسطه معمولا در بسته بندي هاي كاذب در بيشتر كشور ها توزيع مي شوند . غالبا قيمتي پايين تر از توليدات ملي ( داخلي ) در كشور هاي جنوب دارند . (دادن يارانه به توليدكنندگان در كشور هاي شمال) به همين علت مشتريان فراواني در كشور هاي جنوب دارند .

اين عامل و عوامل ديگر فرهنگ مصرف گرايي را در كشور هاي جنوب افزايش مي دهند به اندازه مصرف پس مانده توليد ميشود علاوه بر آن (3/1 ) پس مانده ها مربوط به دسته بندي كالا ها است كه ضروري به نظر مي رسد .

كشور هاي فقير در استفاده و دفع علمي پسامندها مشكلات فراواني دارند ، زيرا كه فن آوري پايين برخوردار هستند . دفن و استفاده نشدن پسامد هاي آسيب هاي زيادي بر محيط وارد سازد .

يكي ديگر از عوامل تاثير گذار بر اقتصاد و محيط زيست ، فن آوري است فن آوري در عصر جهاني شدن به دور ترين نقاط اشاعه و گسترش يافت . هر فن آوري ، واريته ، بذر و ...با هر شرايط محيطي سازگار نيست . گيرنده هاي اين فن آوري ها و دانش هاي جديد بدون قيد و شرط آنها مورد استفاده قرار دادند ، چونكه اين شيوه ي جديد ، سازگار با  شرايط اكولوژيكي آن ناحيه نبود خسارات فراواني بر حيات گونه هاي گياهي ، جانوري و ... وارد نمود به عنوان مثال كاشت گياهان سوزني برگ در تمامي نقاط ارتفاعي گيلان و مازندران سبب انقراض بسياري از گونه هاي گياهي شد .

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري :

براساس مكتب پخش ، پديده در يك مكان شكل مي گيرد ، سپس به مكان هاي ديگر اشاعه مي يابد دامنه نفوذ اين پديده ها به اهميت ، قدرت عامل انتشار دهنده و .... بستگي دارد .

پديده هاي پراكنده شده ممكن است اجزا عناصر آن مكان اثر بگذارند يا از آن اثر بپذيرند . اين اثرات مثبت يا منفي هستند .

زمين ظرفيت قابل تحميل دارد زيست كره تا حد معيني مي تواند آلودگي ها را پالايش نمايد ، با افزايش جمعيت جهان ، شيوه توليد جديد ، فن آوري هاي نو تغييرات فرهنگ و خرده فرهنگ و به طور كلي يكي شدن و نزديك شدن آنها به يكديگر ، محيط زيست را نامتعادل مي كند .

مطالعات صورت گرفته در كشورهاي مختلف در ارتباط با آلودگي محيط زيست و تجارت بين المللي روشن مي شود كه رابطه متقابل و ارتباط تنگاتنگي بين تجارت و آلودگي محيط زيست وجود دارد بدين صورت كه تجارت بر آلودگي محيط زيست اثر گذار و قوانين وضع شده در كشور هاي گوناگون ، تجارت و تركيب كالاهاي توليدي مبادله شده ميان كشور ها را مشخص مي سازد . كشور هاي داراي قوانين زيست محيطي ضعيف ، به دليل دارا بودن مزيت نسبي در توليد كالاهاي كثيف به توليد اين گونه كالا ها ، و كشور ها با قوانين زيست محيطي قوي به توليد كالا هاي تميز خواهند پرداخت و آن ها را با يكديگر مبادله خواهند كرد .

نتيجه ديگر اينكه ، ايجاد آلودگي همراه با توليد كالاست چرا كه در توليد كالا عاملي مانند سرمايه استفاده مي شود كه اين عامل ، آلودگي ايجاد مي كند . (18 )

نتيجه آخر ، از دست رفتن فرهنگ هاي بومي – محلي و يكي شدن فرهنگ مادي گرايي را افزايش داده ، به هر صورت آنچه امروز مشهود است اوضاع دنيا روي محور اقتصاد مي گردد و ارزش هاي مادي در اولويت قرار داشته و روز به روز جايگاه مستحكم تري در زندگي بشر پيدا مي كند و به كار گيري سرمايه حتما بايد با سود مادي هر چه بيشتر و اين خود يكي از موانع سرمايه گذاري در بهبود محيط زيست و يا جلوگيري از صدمات به آن است .

در كشور هاي صنعتي معيار زندگي به اين گونه شكل گرفته كه مشخص در مصرف كردن با همسايگانش رقابت مي كند حتي كم در آمد ترين همسايه بايد سعي كند به شيوه اي لوازم مجلل تري در معرض ديد همسايگانش قرار دهد كه نظاير آن نيز امروز در كشور ما رواج پيدا كرده است ، لذا از اين جهت نيز ضروري به نظر مي رسد كه مفهوم معيار زندگي را دوباره ارزيابي مي نماييم. (19)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1- پاپلي يزدي و ابراهيمي محمد . نظريه هاي توسعه روستايي ، انتشارات : سمت . چاپ اول ، زمستان 1381 . ص 16 .

2- شكوئي حسين . فلسفه هاي محيطي و مكتب هاي جغرافيايي ، انتشارات : گيتا شناسي ، جلد دوم ، چاپ اول ، 1382 . صص 59-58 .

3- همان . منبع شماره 2 . صص 61-60 .

4- همان . منبع شماره 2 . صص 65-64 .

5- اعضاي آكادمي اتحاد جماهير شوروي . انسان ، جامعه و محيط زيست . ترجمه : صلاح الدين محلاتي ، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي ، چاپ اول ، 1372 . صص 3-2 .

6- جنيفر ، آ اليوت . مقدمه اي بر توسعه پايدار در كشور هاي در حال توسعه . مترجمان : عبدالرضا ركن الدين افتخاري و حسين رحيمي ، انتشارات : توسعه روستا ، چاپ اول . تابستان 1378 . ص38.

7- همان . منبع شماره 6 . ص 39 .

8- همان . منبع شماره 5 . صص 267- 266 .

9- همان . منبع شماره 6 . ص 40 .

10 – غفوري ، محمد . سرشت جهاني شدن ، زمينه ها و چالش هاي آن . اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال نوزدهم . شماره سوم و چهارم . آذر و دي 1383 . ص 259.

11- جاويدي ، شهروز . جهاني شدن و مرگ زبان ها . اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال هيجدهم . شماره اول و دوم ، مهر و آبان 1382 . ص 137 .

12- همان . منبع شماره 10 . ص 208 .

13- رباني ، رسول و احمدي يعقوب . جهاني شدن و آينده ي فرهنگ هاي بومي ، اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال نوزدهم . شماره يازدهم و دوازدهم . مرداد و شهريور 1384 . صص 49- 39 .

14- دبير سياق ، سيد منوچهر . بحران محيط زيست ، انتشارات : حديث امروز . قزوين . چاپ اول ، 1381 . ص 21 .

15- فقيه نظام الدين . جهاني شدن و نوشوندگي نظام جهاني : مديريت گفت و گو و آميزش

تمدن ها در رويكرد ي سيستمي . اطلاعات سيساس – اقتصادي ، سال هيجدهم . شماره دهم و نهم ، خرداد و تير 1383 . صص 60- 59 .

16- جهاني شدن و محيط زيست ، ترجمه : محمد رضا نوراني و فردين اسكافي . اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال هفدهم . شماره سوم و چهارم ،  آذر و دي 1381 صص 228 -227 .

17 – خورشيد دوست ، علي محمد . زمينه هاي بهبود و جايگاه محيط زيست در رويكرد هاي اقتصادي و توسعه اي . اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال بيست و يكم . شماره هفتم و هشتم ، فروردين و ارديبهشت 1386. ص 151 .

18- سلمانپور زنوز ، علي . تجارت بين كشور ها و آلودگي محيط زيست . اطلاعات سياسي – اقتصادي ، سال هفدهم . شماره سوم و چهارم ، آذر و دي 1381 . صص 15-14 .

19- همان . منبع شماره 14 . صص 15-14 .

 

 

 

 

 

27/9/91

زیبایی شناسی

"به نام خدا"

                                                                                                ايوب اماني كارشناش ارشد زیبایی شناسی در جغرافیا

مقدمه:

سال های زیادی به دنبال این بودم که چرا نقاشی همه ی نقاشان یک شکل نیست و چه ارتباطی میان سبک نقاشی با طبیعت وجود دارد و یا اینکه همه ی افراد طبیعت را آن گونه که است به تصویر نمی کشند یا در آن تغییرات زیادی انجام می دهند، علت پدید آمدن این سبک چیست؟ این سوالات ممکن سوالات هزاران تن از افراد دیگر نیز باشد، بنابر این برای پاسخگویی به این سوال ها در حد بضاعت علمی خود: پژوهش را به شیوه ی کتابخانه ای آغاز کردم. مدت زیادی به دنبال جمع آوری منابع بودم، اما بعلت مشغله کاری زیاد بیش از چهار ماه به طول انجامید تا منابع را جمع آوری نمایم و سپس آن ها را مطالعه کنم و پس از مطالعه وبا تجارب  قبلی مطالبی هر چند ناقص در قالب یک مقاله آن را تدوین نمایم. هدف اصلی همانطور که در بالا اشاره رفت پاسخگویی به پرسش ها از دیدگاه شناخت شنا سی است، امیدوارم این بحث ذهن افراد را متوجه فلسفه های گوناگون شناخت شنا سی نماید تا بتوانند در آینده مطالب بهتر و دقیق تری جمع آوری و آن ها را ارائه دهند.

 

چکیده

جغرافیا دانش با قدمت تاریخی است و ریشه در دوران باستان دارد و در بستر تکامل و نوگرایی حرکت می کند. جغرافیا پایان قرن بیستم واوایل قرن بیست و یکم با جغرافیای دهه (60) فاصله گرفت ونو گرا شده، نوگرایی و تکامل گرایی دانش جغرافیا تا حدودی مرهون علوم دیگرو تکامل یابی شیوه های تحقیق آن است دراین نوشتار شناخت شناسی در علوم به ویژه جغرافیا مورد بررسی قرار گرفت و نتایج زیرحاصل شد که عبارتند از :

1-  مشخص شدن واژه ی شناخت شناسی و کاربرد آن درعلوم به ویژه جغرافیای انسانی.

2-  ارتباط میان علوم با یکدیگربه لحاظ روش شناسی.( فیزیک با جغرافیا، هنر با فیزیک )

3-  ارتباط میان علوم با یکدیگر به لحاظ هدف.( هنر_جغرافیا )

4-  ارتباط میان علوم با یکدیگر به لحاظ موضوع.( هنر_جغرافیا )

5- علی رغم دیدگاه های مختلف فلسفی همه ی آنها به لحاظ روش و هدف به یکدیگر نزدیک اند.

 

 

واژگان کلیدی:1-زیبایی شناسی.2- جغرافیا.3- شناخت شناسی

 

 

1-  شناخت شناسی

«شناخت شناسی» ترجمه فرانسوی « Epistemologie» است: که ازدو کلمه« Episteme» به معنای علم و « logos» به معنای مطالعه وبررسی ترکیب یافته است و از لحاظ طبقه بندی یکی از شاخه های مهم فلسفه به شمار می رود.

« شناخت شناسی» اصطلاحاتی است که درفلسفه انگلیسی- امریکایی و به ندرت در فلسفه فرانسوی و بعضا در فلسفه بورژوازی- آلمانی به کار رفته است. عرصه و کاربرد این کلمه را اولین بار به « j.F.ferrier؛فیلسوف اسکاتلندی،و از انستیتوی متا فیزیک به سال 1845 » نسبت می دهند. این فیلسوف فلسفه را به دو شاخه هستی شناسی و شناخت تقسیم نموده است. بنابراین « شناخت شناسی » بخش مهم از نظریه فلسفی و دکترینی است؛ که بشررا در شناخت اصول و روش هایی که به درک واقعیت و حقیقت رهنمون می سازد؛ و راه دستیابی به آن را تسهیل می نماید، توانا
می سازد.

در فرهنگ های مختلف، چه عمومی و چه تخصصی تعاریف متفاوت اما تا حدودی شبیه به هم صورت گرفته است، مثلا فرهنگ علوم اجتمایی آلن بیرو« Epistemologie » را به کلمه معرفت شناسی بر گردانده است و آن را به معنای دانستن، دانش و گفتارمعنی کرد.

« شناخت شناسی » جزیی از فلسفه علوم است و هدف از آن تشریح موضوع، تعیین حدود و شناسایی قوانین مربوط به گسترش دانش ها است.(1)

فرهنگ فلسفی لالاند « معرفت شناسی، مطالعه انتقادی اصول، فرضیه ها و نتایج دانش های گوناگون است و هدف آن تعیین خاستگاه منطقی ( نه راون شناختی ) ارزش ها و برد عینی آن ها است » معرفت شناسی در صدر آن است؛ که نشان دهد درکدام شرایط عام است؛ که دانش موجود درباب یک شی، حقیقت تلقی می شود. همچنین دراین علم، به بررسی چگونگی حقیقت علمی دردانش های خاص پرداخته است. (2)

2-  انواع شناخت:

1-  شناخت علمی:

 قبل از وارد شدن به بحث شناخت علمی باید تفاوت یا تفاوت های موجود میان شناخت علمی با دیگرشناخت ( غیر علمی یا سطحی ) را شناخت. برای روشن ترشدن مطلب ابتدا بهتر است واژه ی علم تعریف شود. علم معرفتی ( شناختی ) است منظم با روش های معین که به بررسی روابط پایدارو نسبتا پایدار پدیده می پردازد. در تعریف علم آورده شد که علم منظم یا دارای نظم است؛ روش معین دارد، به بررسی روابط میان متغیرها می پردازد و به دنبال کشف حقایق است.

براین اساس هر شناختی که ویژگی های بالا را داشته باشد و حاصل پژوهش و یا نتایج پژوهش پژوهشگران باشد، شناخت علمی است. بر اساس ماهیت شناخت و شناخت علمی ( تعریف معرفت ماهیت و مشخص کننده حدود هر بحث است ) شناخت و شناخت علمی سعی می کند به سوال‌های چرایی، چگونگی، چه مکانی (کجایی) ،چه زمانی و چه چیزی پاسخ دهد.

 

اما شناخت غیر علمی شناختی است؛ که ویژگی های شناخت علمی را نداشته باشد و افراد آن را کسب کرده باشند. یکی از ویژگی های مشترکی که درتعاریف شناخت وشناخت علمی وجود دارد این است که هر دوی آن ها به دنبال کشف حقایق هستند.

علی رغم تشابهات معنایی میان واژه معرفت (شناخت) و شناخت شناسی علمی، بعضی از افراد معتقد هستند که : « واژه ی شناخت شناسی علمی کلی تر و مشمول بیشتری دارد، و واژه ی معرفت ( شناخت ) از آن خاص تر و محدود تراست هرشناختی علم است و هر علمی شناخت نیست»

شناخت شناسی اصطلاحا در علوم اسلامی شامل منطق، فلسفه و اصول معانی و ..... می باشد اما شناخت شناسی علمی علاوه بر مسایل شناخت شناسی، همه ی های بشری حتی تاریخ و جغرافیا وعلوم اعتباری، مانند ادبیات، را نیز در بر می گیرد.(3)

2-  شناخت هنری:

در فرهنگ نامه ها چندین معنا برای هنرارائه می دهند یکی هنر را شکلی از علم یا معرفت تعریف می کند و دیگر، هنر را مجموعه ای از ابزارها، روش ها برای دستیابی به مقصودی خاص.

با توجه به تعریف فرهنگ نامه ها ازهنر، شناخت ( معرفت ) هنری همانند شناخت علمی است. درشناخت هنری هنرمند برای رسیدن به واقعیت ها و پدیدارها ( آنچه را که عینی هستند ) موجود در جامعه از روش علمی نظام یافته، همانند پژوهشگران علوم دیگر پیروی می کند، تا با استفاده ازآن ( روش ) به اهداف خود برسد، لازمه رسیدن به این واقعیت ها این است كه هنرمند از تکامل تاریخی جامعه در زمینه های اجتماعی- اقتصاد فرهنگی و طبیعی آگاهی کامل داشته باشد. در شناخت هنری هنرمند همانند پژوهشگران با بهره گیری از ادراک حسی ( تجربی ) و علوم نظری، تلاش میکند تا پدیدارهای موجود در جامعه را به تصویر بکشد.

بنا برگفته برتراند راسل فیلسوف وریاضی دان : « در هنر بدون نبوغ هیچ کار با ارزش نمی توان کرد. در علم حتی با استعداد ذهنی میان مایه هم می توان سهمی در دستاورد های بسیار عالی داشت » (4) این جمله برتراند راسل بیانگر این است که شناخت هنری همانند شناخت علمی نیازمند داشتن تفکر انتزاعی قوی و عمیق تر از شناخت علمی است. البته باید متذکر شد که رابطه نزدیکی میان علم و هنروجود دارد و این دو در بیشتر مواقع درکناریکدیگر قرارمی گیرند؛ که در بخش های بعدی رابطه علم و هنر مورد بررسی قرار می گیرد.

3-  شناخت فلسفی:

3-2 شاید بتوان گفت که شناخت همراه با انسان متولد شده چرا که انسان برای ادامه ی حیات و رهایی از پوچ گرایی لازم بود پدیدارها اطراف خود را شناسایی نماید و همچنین کل هستی و علت وجودی آن را بشناسد . بنابراین از همان ابتدا در ذهن انسان ها سوالات زیادی مطرح شد و آنان برای پاسخگویی به سوالات روش های گوناگونی اتخاذ کردند : حاصل این روش ها، به وجود آمدن رشته علمی مختلف و زیر مجموعه های گوناگون آن بود. یکی از رشته هایی که ازابتدا ، البته به صورت غير نظام یافته  با انسان تولد يافت بوده رشته فلسفه و بحث شناخت فلسفی بود. فلاسفه برای رسیدن به واقعیت، قوانین موجود درطبیعت و پاسخگویی به مسایل انتزاعی و تجربی، از شیوه ها متفاوتی استفاده نمودند و حاصل این شیوه های متفاوت شکل گیری مکاتب مختلف فلسفی است. دراین مکاتب انگاره ها و پارادایم ها متفاوت است.

درزمان یونان باستان، فیلسوفان ودانشمندان با توجه به مشاهدات جغرافیایی، موضوع و مسایل را به صورت توصیفی تدوین کرده اند و به دلیل محدودیت های موجود در سر راه اکتساب اطلاعات بسیاری از مفهوم های کلی ونظری صحیح نبودند.

البته برخی از فیلسوفان یونانی نظیر طالس، اناکسیمندر که بررسی نکاتی از حقایق علمی موجود در طبیعت نظیرآب،هوا، وآتش پرداخته اند.

مطلب قابل ذکر دیگر شامل آن بود که این فیلسوفان اولیه از نتایج حاصله از روش استدلال تجربی_استقرایی متداول در آن زمان راضی نبودند و سعی می کردند با استفاده از شیوه های دیگری به نتایج بهتری برسند دراین راستا، یکی از فن آوری های موثر که مورد توجه قرارگرفت، بهره مند شدن از یک فرآیند استدلالی مرسوم به منطق قیاسی بوده است(5) (کل به جز). در کنار منطق قیاسی ( فلسفه شناختی کل نگر) منطق استقرایی ( فلسفه شناختی جز نگر) قرار داشت، فلسفه شناختی جز نگر بیشتر مورد توجه علوم تجربی ( فلسفه شناختی اثباتی ) بود. اما فلسفه شناختی کل نگر بیشتر متاثر از علوم نظری مثل هندسه، ریاضی، متافیزیک و.... بود.

ارسطو و کانت از جمله عقل گرایان محض و نيمه محض بودند. در کنار اینان، هیوم یک تجربه گرای محض بود. وی معتقد بود که آنچه قابل حس کردن و قابل درک است، واقعیت دارد و آنچه را که قابل حس کردن نیست، واقعیت ندارد در مقابل هیوم،کانت معتقد بود بعضی از عوامل قابل حس کردن نیستند اما واقعی اند و وجود دارند مثل، زمان،مکان ، زیبایی عدالت و...... و به عبارت ساده تر عوامل ذهنی مقدم بر عوامل تجربی هستند.

بنابراین هر شناختی که هدفش تبین عقلانی پدیدار باشد، شناخت فلسفی گویند چه این شناخت از راه تجربی حاصل شود و یا چه از راه نظری.( استقرایی یا قیاسی )

4-شناخت شهودی :

کیفیت رابطه فاعل و متعلق شناسایی وادراک یکی از مسایل معرفت شناسی است. در نگرش طبیعی، فاعل شناسایی مستقل از متعلق شناسایی به نظر می آید و متعلق شناسایی نیز خود مستقل فرض می شود؛ در صورتی که واقعا و در حالت انضمامی، عالم خارج مستقل از انسان نیست، در وضع پدیدار شناختی ( شناخت شهودی ) جهان و انسان مستقل از هم نبوده و جدایی ندارد شکاف بین فاعل و متعلق شناسایی که در فلسفه کلاسیک به صورت عریضه ای باقی
 می ماند؛ در پدیدار شناسی، در وحدت پدیدار منحل می شود جهان، محل نظر و میدان اولیه شناخت انسانی است و آگاهی، محل گسترش و معنی دارشدن میدان اولیه جهان است. آگاهی منتهی درجهان نیست کلمه محل قصد دارشدن و معنی دارشدن جهان است. جهان درنگرش شهودی یک وجود مستقل نیست؛ کلمه یک پدیدار ساده است.

در عرف عام شهود ( پدیدار ) به امر ظاهری وزود گذر اطلاق میشود؛ اما پدیداردر فلسفه« ادموند هوسرل» و«مارتین هیدگر» آن شناختی است که حاصل لقا در حد واقع    ( ادراک ) و ذهن است و ازباطن و حقیقت منفك نیست. پدیداردو وجه دارد؛ وجه ظاهر و وجه باطن. بنابراین هرپدیداری هم ظاهردارد و هم باطن و به همان نحو که مبین ذهن و عین است؛ مبین ظاهر وباطن نیزاست.(6)

4-  ارتباط شناخت هنری با شناخت علمی:

چه چیزهایی درهنروعلم مشترک است؟ روش های شناخت؟ اهداف شناخت؟ ابزارهای شناخت یا همه ی آن ها؟

برای روشن تر شدن موضوع علم وهنر را به اختصار تعریف می نماییم.

در یک تعریف ساده ودرعین حال بدیهی می توان گفت: « علم معرفت برقوانین طبیعت است به بیانی دیگر تمام مطالعاتی که حاوی مفهوم جهانی اند و با روش های تحقیق بر مبنای عینی اثبات شدند پی گیری می شوند. »

تولستوی نویسنده روسی گفته است: « وقتی انسان آگاهانه با همراهی علایم خارجی، احساساتی را که خود تجربه کرده است به صورتی زیبا به دیگران انتقال دهد، هنر می نامند(7)

شلینگ: « هنر، شهود صرف یا بیان است؛ نه شهود عقلی و نه منطق ریاضی »(8)

شیوه ی شناخت هنری و علمی به یکدیگر نزدیک است چنانچه نیوتن به هنگام مشاهده افتادن سیب برروی زمین، براساس قوه ی مشاهده و تبیین عقلانی، توانست نیروی جاذبه را کشف کند.همچنین « لومی یر» گفته بود: « که دستگاه تصویر متحرک را هنگام تماشای مادرش در حین کار با چرخ خیاطی اختراع کرد » انیشتین اظهار کرده بود « که تصویر های ذهنی، سال پیش از آن که بتواند از آنها هرگونه نتیجه ای بگیرد، تخیل او را برمي انگیخت » . « مورد من»
« موجودهای روحی موجودات بصری و گاهی اوقات عقلانی اند، کلمات قراردادی ( مفاهیم ) و دیگر نشانه ها باید با جدیت بررسی شوند» (9)

در زمان گذشته، انسان های اولیه ( غارنشین ) با مشاهده پدیده های پیرامون، خود را به تصویر می کشیدند. شاید همه ی این تصویرکشیدن ها آگاهانه نبود. حال، چه آگاهانه و غیر آ گاهانه، شناخت آن پدیده،زمینه را برای به تصویر کشیدن فراهم می نمود. از دیدگاه تجربه گرایان
( هیوم ) آن چیزی واقعیت دارد که قابل مشاهده باشد. ولی کانت معتقد به شناخت صرف شهودی آنطور که هیوم بیان می کند نیست. وی معتقد است « ابتدا باید آگاهی ( شناخت ) و شناسایی نسبت به آن وجود داشته باشد؛ تا ما بتوانیم آن را درک کنیم. کانت اعتقاد دارد که حواس، مشروط بر عوامل دیگر هستند؛ که خود به تنهایی نمی توانند عاملی را کشف کنند و به تصویر بکشند و یک نظم منطقی بین اجزای آن برقرار کنند و آن را به صورت یک کل منسجم به تصویر بکشند . بنابراین باید پذیرفت که شناخت هنری وعلمی ( تعقلی و مشاهده ای ) با قرارگرفتن درکنار یکدیگر به دنبال این هستند که قوانین حاکم بر جهان را تبیین کنند و آن را با هنرمندی هنرمندان به تصویر بکشند. در این میان فن، رابط میان علم و هنردرتمامی ابعاد مثل؛ معماری، شهر سازی، نقاشی، پزشکی و .... است.

5-  رابطه ميان شناخت هنری و جغرافیایی:

آیا رابطه ای میان شناخت هنری و جغرافیایی وجود دارد؟

اگر رابطه ای میان شناخت هنری و جغرافیایی وجود دارد این رابطه ناشی از چه عواملی است؟

آیا این رابطه ناشی از موضوع های مورد مطالعه این دو علم است؟

یا اینکه این رابطه ناشی ازاهداف و روش های آن ها است؟

موضوعات مورد بررسی دردانش جغرافیا، انسان، طبیعت و ساختارهای جامعه است.

جغرافیدان برای شناخت ( آگاهی ) و بررسی موضوعات جغرافیایی، نیازمند به داشتن روش های شناختی مشخص است. جغرافیدانان بدون داشتن روش هاي شناختی هیچ گاه نمی توانند به اهداف خود برسند. بنابراین جغرافیدانان از ابتدا تا به امروز با توجه به شرایط مکانی و زمانی، از روش ها آن زمان ومکان استفاده می کردند.

شناخت پدیدارها و غیر پدیدارها ی جغرافیا یی ، معمولا به روش قیاسی، استقرایی یا شهودی _ انتزاعی یا ترکیبی ازاین نوع شناخت ها به توجه به موضوع مورد بررسی بود. از آنجا که جغرافیا، زمین شناسی و ... از رشته های علوم تجربی محسوب می شوند؛ شناخت پدیدارها بیشتر شهودی می باشد. اما دید گاه های افراد، مختلف بود چنانچه « ریتر» اعتقاد داشت دانشمند باید درامرشناسایی پدیدارها و غیر پدیدارها، از ادراک حسی خود استفاده نماید و علاوه بر آن بایستی متوجه مغز خود نیز باشد.

تعریف هر علم معرفت ماهیت آن علم است و حدود وثغورآن را مشخص می کند.

با توجه به تعاریفی که از هنر شد؛ ماهیت، حدود،ثغور و ارتباط میان آن با رشته ها ی دیگر علمی مثل: فیزیک، هندسه و جغرافیا را تا حدودی مشخص نمود. همانطور که می دانیم بعضی ها معتقد هستند که ،هنر، علم شهود است و با استفاده ازادراکات شهودی می توان پدیدار ها و نظم موجوددر آن ها را شناسایی کرد و آن را با توجه به آگاهی و تجارب خود به اشکال مختلف به تصویر کشید.
 ( هنر های تجسمی ) حاصل این آگاهی و تجارب به تصویر کشیدن ها اشکال مختلف و پدید آیی مکاتب مختلف هنری مثل، ریالیسم، ناتورالیسم، و... بوده است. علاوه بر شناخت شهودی، شناخت انتزاعی نقش اساسی درشناخت هنری دارد، شاید بتوان گفت: تا زمانی که آگاهی و شناسایی وجود نداشته باشد ادراک صورت نمی گیرد. نتیجه آن است که، نقطه عطف میان شناخت هنری و علمی از موضوعات مورد بررسی (طبیعت، انسان نوع شناخت (شهودی، انتزاعی) روش مطالعه ( کل نگر)، هدف مطالعه؛ یعنی آگاهی یافتن بر روابط میان متغیرها ( تبیین عقلانی ) و به تصویر کشیدن آن‌ها آن گونه که موجود می باشند. همه موارد ذکر شده متاثر از نوع شناخت است.

الف) مکتب چشم انداز:

چشم انداز (منظر) مورد مطالعه کدام علوم هستند؟ در چه علومی کاربرد بیشتری دارند؟

قلمرو چشم انداز کجاست؟ چه ارتباطی میان جغرافیا و چشم انداز وجود دارد؟

چه ارتباطی میان هنر ( زیبايي شناسی ) و چشم انداز وجود دارد؟

برای پاسخگویی به سوالات چند تعریف از چشم انداز ارایه می شود؟

1- روابط اشکال نا همواری طبیعی یا نواحی فیزیو گرافیک با گروه های فرهنگی، چشم انداز خلق می کند.

2-  به کلیت یک پدیده چشم انداز گویند.

در همه ی فرهنگ های جغرافیایی و غیر جغرافیایی، تعاريف متعددي ازچشم انداز دیده می شود ودرغالب آن‌ها مفاهیم زیر به چشم می خورد:

الف: تصویری از مناظر طبیعی. ب: اشکال نا همواری را در کلیت به نمایش می گذارد.ج: بخشی از زمین که به وسیله چشم با یک نگاه قابل رویت باشد.(10)

در پاسخ به سوال اول باید گفت؛ که هر علمی که موضوع اش بررسی کلیت پدیدارها باشد و نظم موجود میان پدیدارها را بررسی می کند؛ چشم انداز در آن علم مطالعه می شود مثل، نقاشی، معماری، شهر سازی، جغرافیا و...

چشم انداز با توجه به ماهیت اش درعلم هنر ( زیبایی ) و هر علمی که نزدیک تر به هنر باشد و هدفش بر انگیختن ذوق و احساس مردم باشد مثل، شهر سازی، معماری و.....

کاربرد بیشتری دارد .

قلمرو چشم انداز، طبیعت، سکونتگاه های انسانی، ساختارهای جامعه، و فضای تغییر شکل یافته طبیعی ( انسان ساخت ها ) هستند.

در پاسخ به سوالاتی که چه ارتباطی میان جغرافیا و چشم انداز و چه ارتباطی میان هنر با چشم انداز وجود دارد تعاریف متفاوت انجام شده روابط میان آنها را به خوبی مشخص می کند. چشم انداز، جغرافیا و هنر روی سه مفهوم مشاهده ، اندیشیدن در مورد پدیدارها مشاهده شده و توصیف آگاهانه پدیدارها تاکید دارند؛ علاوه بر آن هنر و جغرافیا سعی در به نظم کشیدن پدیدارها آن گونه که هستند می باشند به نحوی که ماهیت آن تغییر نکند.

بنابراین معرفی کلیت یک پدیدار، بهتر از معرفی اجزای پدیدار است. این شیوه ی معرفی دردانش جغرافیا در تمامی ابعاد مطالعاتی آن کاربرد فراوانی دارد.

ب) زیبایی شناسی و دیدگاه مدرن و پست مدرن در آن با تاکید بر جغرافیا:

لغت زیبا شناختی ( استیک ) دراصل یونانی است و به معنی ادراک است علم زیبا شناختی به معنی وسیع کلمه به بررسی روش های احساس محیط و موقعیت فرد درداخل آن می پردازد. از قرن هجدهم زیبایی شناختی جنبه روان شناسانه به خود گرفت. زیبایی در ارتباط با ادراک دیده شد و بیننده جزیی از این مجموعه به حساب آمد.(11)

این مکتب با الهام از آرایش هماهنگ، نظم و وحدت درطبیعت، به دنبال یکپارچگی در شهر است.

زیبایی، توازن و تقارن، وحدتی است که در همه اجزا و در درون یک کالبد وجود دارد؛ به گونه ای که کمتر بخشی را می توان به آن اضافه کرد یا از آن حذف کرد. « هگل» می گوید : « زیبایی بیان کامل یک ایده است و زیبایی را در وحدت پدیده های بی نظم می توان دید ». « هیوم » بر این باور بود که زیبایی ویژگی خود اشیا نیست، کلمه در ذهن به هنگام فکر کردن به آن بوجود می آید و هر ذهنی زیبایی متفاوت درک می کند.

جنبش چشم انداز در شکل گیری مکتب زیبایی شناسی موثربوده است. چشم انداز؛ یعنی شیوه ی طراحی و نگاه به شهر به نحوی که برای نقاشی مناسب باشد.

« کامیلوسیت » (1903_1843)، معمار، شهر ساز و مورخ هنر، به گفته بسیاری ازشهرسازان، پدرشهر سازی معاصر است. « سیت درسال(1889) در وین با انتشار کتاب خود به نام « شهرسازی براساس اصول هنری» با انتقاد از طراحی و ماشینی بودن شهرهای معاصر بر غفلت از ابعاد زیبایی شناسی شهرها تاکید ورزید(12).

«سیت» با استناد به نظر ارسطو که « شهر باید به شکلی طراحی شود که همزمان ایمنی و شادی را به ارمغان آورد» معتقد بود شهر فقط یک پدیده فنی نیست، بلکه سازه ای هنری است.

«سیت» به شهرسازی هنری می اندیشید و معتقد بود ملاحظات زیبایی شناسی نخستین چیزی است که قربانی سرعت و کار آیی می شود؛ اما رعایت نکات فنی نباید به بهای از دست رفتن زیبایی و چشم اندازهای زیبای خاص در شهر ها تمام شود، بلکه باید میان این دو آشتی ایجاد کرد.

رنساس نهضتی هنری، ادبی، فلسفی بود که نقطه عطفی در تمدن غرب محسوب میشود

زیرا با وقوع آن باورهای ذهنی قرون وسطی و جهان سنت مورد شک و تردید قرارگرفت.

مدرنیته رویکردی فلسفی، اخلاقی و تحول فکری در جهت گسست سنت هاست.

مدرنیته تحولات زیادی را در حوزه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع به وجود آورد.

این تغییر و تحولات ساختارهای شهری را سریع تر وبیشتر و ساختارهای روستایی کم تر و دیر تردچارتغییرو تحول کرد. برای نمونه به چند مورد از تحولات ناشی از مدرنیسم درزندگی شهری و روستایی اشاره می کنیم.

_ در حوزه اجتماعی ، تقسیم بندی اجتمایی متحول شد.

_ در حوزه سیاست، پیدایش نظام های سیاسی جدید از جمله، جمهوری، دمکراسی و پیدایش جنبش های رادیکالیسم و... بوجود آورد.

_ در حوزه جمعیت، رشد فزاینده جمعیت شهری و رشد سریع شهر نشینی، صنعتی شدن کشاورزی.

_ در حوزه اقتصاد، تغییرزیر ساخت های اقتصادی، تحول در روابط اقتصاد میان شهر وروستا و شهروندان، تغییر در مناسبات تولید روستاییان، پیدایش نظام اقتصادی جدید و...

_ در حوزه فرهنگی، تغییر و تحول در نظام های فرهنگی، تحول در الگوی نگرش به مسایل زنان، ایجاد حوزه های خاص زنان وبه تعبیر « هلن کرولی » پیدایش فمینیسم که تا حدود زیادی محصول همین نگرش بود.

تحول روستا به شهر،پیدایش ما درشهر ها و کلان شهر در نتیجه گسترش بی رویه شهر نشینی.

در اوایل قرن بیستم دیدگاه های رادیکالی مبتنی بر تخریب بخش های قدیمی شهرها به ویژه بعد از جنگ جهانی اول بر دیدگاه های بهسازی و مرمت بافت قدیم چیرگی یافت.

مدرنیسم بیش از هر چیزی می خواست از بند برهاند. این بند، جامعه، حکومت یا هر چیز دیگری بود.

ولی مهم تر از همه ، از تاریخ و گذشته فرار کرد.این همان دیدگاهی است که در مقطعی بیشترین ضربات رابه بافت های تاریخی وارد ساخت.

در واکنش به رفتار های مدرنیته از دهه (1960) به بعد بیشتر گروه های دانشگاهی و جوامع پست مدرن را مورد توجه قراردادند.آرای این متفکران از آنجا که تحولات قابل توجهی را در عرصه های گوناگون به وجود آورد از اهمیت ویژه ای برخورداراست.

پست مدرنیسم دارای چهار  رکن اساسی است:

الف) خود پنداری و درک خود بر اساس هویت شکل گرفته؛

ب) اخلاق و گفتمان اخلاقی؛

ج) هنر و فرهنگ که هیچ سبکی غالب نیست؛

د) جهاني شدن و تمدن جهاني ناشي از سرعت اطلاعات و اطلاع رساني

معماری و شهرسازی از اولین حوزه هایی بود که فرا مدرن در آن به کار گرفته شد.

در معماری ؛ فرآیند عملکرد یکسان و متحدالشکل، مسئول سبک بی روح، ساختمان سازی با پرچم بر افراشته، مراکز خرید و طرح های استاندارد رد شده است.

معماری و شهر سازی نو گرا به دلیل خلق سبک های ساختمانی بی اعتنا به محیط ، مورد انتقاد قرار گرفت. در معماری وشهرسازی پست مدرن، یادگیری واستفاده از سنن بومی و کنار گذاشتن سبک های متحدالشکل نوگرایی مورد توجه است. معماری فرا مدرن نوعی تجلیل از چند معنایی در برابر تک معنایی و اعتلای زیبایی شناختی بر گرفته از سبک های متفاوت معماری متعلق به دوران های مختلف بود.

قرن بیست ویکم را درحالی آغازکرده ایم که اقتصاد سیاسی جهان به بی ثباتی و باز ساخت تاریخی گرفتار شده است. فضا های قدیم جغرافیایی از کارکرد باز می مانند و فضا های جدید جغرافیایی با کارکرد نو بوجود می آیند. فضا هایی که در آن ها محیط گرایی نو، ملی گرایی، ضعف دموکراسی‌ها، فضا های سیبر تیکی، صنعت زدایی و جنبش های قوی، گذرگاه های تازه می یابند. این عصر جدید که در جغرافیای شهری امروز با عنوان پست«مترو پلیس» «پست فودیسم» «پست کلونیالیسم» «پست مارکیسم» و «پسا ساخت گرایی» و در نهایت پست مدرنیسم خوانده می شود.

« فضا مندی » از مفاهیم خاص دوره ی پست مدرن محسوب می شود واز نظر جغرافی دان به مفهوم تولید اجتماعی فضا و ماهیت مادی آن است. فضا مندی پست مدرن ، از یک فضای
نا همگون با تعدادی از مکان ها تشکیل می شود. این فضا ها دارای چنان شرایط نا همگون و
 نا متجانسی است که مشکل بتوان برای همه یک منطق مشترک پیدا کرد. زیرا؛ در محدوده این فضامندی ، همه چیز به دلیلی بیرون از مکان قرار گرفته است.

جهانی شدن دراثرپست مدرنیسم با شهرگرایی و کلان شهرگرایی پیوند دارد، دراین جا، شهر های جهانی، تقسیم کار صورت می گیرد. پس در جهت حاکمیت اقتصاد و فرهنگ غرب، لازم است همه کشورها به سوی کلان شهرگرایی حرکت کنند. این جریان در سه دهه گذشته اتفاق افتاده و هم اکنون در حال رشد و گسترش است. با توجه به آنچه گفته شد پست مدرن، بیش ازهرچیز به افتراق مکانی می اندیشد و با نفی یکسان نگری به پدیده مکانی ، بازگشت به پارادایم افتراق مکانی « ریچارد هارتشورن » را اعلام می دارد.(15)

1-  «پسامدرن» به آشتی انسان و طبیعت نظر دارد و مدرنیته به دشمنی انسان و طبیعت

2- در پسامدرن زیبایی برگرفته از طبیعت است اما در مدرنیته به خلق زیبایی طبیعی توجهی
 نمی شود و بیشتر به زیبایی های مصنوعی نظر دارد.

3- در پسا مدرن به دانش های بومی در تمامی زمینه ها اهمیت می دهند.(اقتباس از دانش بومی) در مدرنیته دانش بومی را کاملا رد می کنند.

4- در پسامدرن حفظ و پایداری بنا های تاریخی شهر وروستا اهمیت زیادی دارد ، در مدرنیته بناهای تاریخی شهر وروستا از عوامل مزاحم به شمار می روند.

   نتيجه گيري:

علوم در محتوي متفاوت در روش يكسان هستند « گري كوري »

شناخت شناسي بر پايگاه علمي هر شرح و تفسير جغرافيايي و غير جغرافيايي توجه دارد .

و با روال هاي فراگرا آن ها را مورد واكاوي قرار مي دهد . و از وراي اين واكاوي به ساخت تئوري و اتخاذ شيوه اي مي پردازد كه بوسيله آن ، كنترل خاص خود را روي تجربه به اعمال مي كند و ارتباط و همبستگي فرضيه علمي را با طرح واره ها ، كه خود متأثر از قواعد و سنن فرهنگي و اجتماعي همان جامعه است ، مورد آزمون قرار مي دهد . تا مشخص شود كار جغرافيدان با قوانين علمي مطابقت دارد و نتايج كار او با تجارب معمولي و قابل قبول همسو است يا خير ؟

 براين اساس برای پژوهش در بستر علوم اجتماعی به ویژه دانش اجتماعي كاربردي و مطالعه در فضا هاي عيني ، داشتن زمينه و ديد فلسفي  ضروري مي نمايد .

اشتباه محض است اگر فرض شود شناخت شناسي تنها مي تواند بحث ها و پژوهش هاي جغرافيايي را در مسيري هدايت كند كه يك رشته از قواعد و قوانين و اصول قطعي هماهنگ گردد . بلكه شناخت شناسي فضاهاي تاريك بحث را با وسعت گسترده تري مي نماياند و زمينه را براي بحث و گفتگو و رسيدن واقعيت ها فراهم مي كند .

اصولاً هر پژوهشگر علوم انساني وتجربي با چهار عامل اساس شناخت شناسي ، متافيزيك ، نظريه و تجربه روبرواست . و كار توفيق آميز هر پژوهشگر جغرافيايي به رعايت چهار عامل مورد بحث و روابطي كه بين آن وجود دارد وابسته است .

- متافيزيك فضاي وسيعي را براي شناخت اختصاص مي دهد و آن شناخت ذهني ، ذاتي و در عين حال مذهبي است كه عواطف و اخلاق انساني را جهت مي دهد .

- مساله طرح نظري و سوال برانگيز بحث در واقع توسعه و گسترش دادن ميدان ديد و بينش روي موضوع ويژه و در عين حال گسترده كه به كمك فكر و انديشه انجام مي گيرد .

- عامل بعدي كه در شناخت شناسي مورد توجه جغرافيدان است نظريه يا تئوري است كه بر مبناي اصول و فرضياتي كه با كمك از روش استقریي ساخته مي شود .

- عامل آخر رابطه نظريه و تجربه چهارمين عامل شناخت در قلمرو جغرافياست و اين در واقع اعتبار بخشيدن به نظريه در مقابله با عملكرد هاست .(16)

همانطور كه در متن اشاره رفت و از سخن گري گوري مستفاد شد علوم به ويژه جغرافيااز گذشته تا به امروز از روش هاي ، استقرايي – تجربي و تجربی - استقرايي استفاده مي نمودند و به مدد آن سعي داشتن روابط ميان متغيرها را بررسي نمايد .

شناخت شناسي علاوه بر اينكه ، موضوع ، روش ، هدف ، ابعاد مطالعه در ميان رشته ها ، نظريه ها و ديدگاه هاي مكاتب مختلف را در علوم به ويژه جغرافياي انساني مورد بحث قرار مي دهد ، به قوانين مربوط به توسعه و رشد علوم نگاهي ويژه دارد و در محدوده ي چنين نگرشي هر پژوهشگر مي تواند در برابر انديشه هاي انتقادي مقاومت كند و بدين وسيله خود و علم خود را حفظ نمايد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پي نوشت ها

1-   فريد ، يدالله ، شناخت شناسي و مباني جغرافياي انساني ص 13-12

2-   همان ، ص 14

3-   حسين زاده ، محمد ، پژوهشي تطبيقي در معرفت شناسي معاصر ص 45 – 43

4-   استراز ،برگ ، اليان ، هنر – علم – ترجمه : سهيلا باهرنيا ص 19

5-    بهفروز ، فاطمه ، فلسفه روش شناسي تحقيق علمي در جغرافيا ص 42-41

6-   دارتيگ ، آندره ، پديدار شناسي چيست ؟ . ترجمه : محمود نوابي ص 201 -194

7-   محدثي ، جواد ، هنر مكتبي 50

8-   هارتناك ، يوستوسن ، نظريه شناخت كانت . ترجمه : علي حقي ص

9-   همان شماره 4 ، ص 25

10- شكويي ، حسين ، انديشه نودر فلسفه جغرافيا ، 73-172

11- گرونر ، يوريگ كورت ، زيبايي شناسي در معماري . ترجمه : جهانشاء پاكزاد و عبدالرضا همايون ص 94

12- شماعي علي- پور احمد ، بهسازي و نوسازي شهري از ديدگاه علم و جغرافيا ص 167- 166

13- همان ، 172

14- همان ، ص 184- 172

15- همان ، ص 185

16- اقتباس و تلخيص ، پي نوشت شماره 1 ص 22-19

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1- استراز برگ ، اليان . هنر – علم ، ترجمه سهيلا ماهرنيا ، انتشارات يونيكو چاپ اول ، 1373.

2- بهفروز ، فاطمه . فلسفه روش شناسي تحقيق علمي در جغرافيا ، انتشارات دانشگاه . تهران ، چاپ اول ، تابستان 1378.

3- حسين زاده ، محمود . پژوهشي تطبيقي در معرفت شناسي معاصر ، انتشارات آموزشي و پرورشي امام خميني ، چاپ اول زمستان 1382 .

4- دارتيگ ، آندره . پديدار شناسي چيست ؟ ترجمه محمو توالي ، سمت ، چاپ سوم بهار 1384 .

5- ريد ، هربرت . معني هنر ، ترجمه نجف دريابندري ، انتشارات عملي و فرهنگي چاپ هفتم ، 1380 .

6- شكويي ، حسين . انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا ، جلد اول ، انتشارات گيتاشناسي ، چاپ هفتم ، 1380 .

7- شماعي ، علي – پور احمد ، احمد . بهسازي و نوسازي شهري از ديدگاه علم و جغرافيا ، دانشگاه تهران ، چاپ اول ، 1384 .

8- محدثي ، جواد . هنر مكتبي ، انتشارات فرهنگي هنري معاونت پژوهشي ، چاپ اول تابستان 1368.

9- يدالله فريد . شناخت شناسي و مباني جغرافيايي انساني ، انتشارات دانشگاه آزاد واحد اهر ، چاپ اول ، 1379 .

10- يورگ كورت گرونر . زيبايي شناسي در معماري ، ترجمه جهانشاه پاكزاد – عبدالرضا همايون ، دانشگاه شهيد بهشتي ، چاپ دوم 1383 .

11- يوستوس ، هارتناك . نظريه شناخت كانت ، ترجمه علي حقي ، انتشارات علمي و فرهنگي چاپ اول ، 1376 .

 

 

کارست

مقدمه

فرونشست به حرکت های به طرف پایین قائم یا نزدیک به قائم زمین  تحت اثر نیروی جاذبه زمین اطلاق میگردد.این پدیده از جمله خطرات زمین شناسی میباشد بعلت تلفات انسانی کمتر آن در مقایسه با دیگر پدیده های طبیعی مثل زلزله ،لغزش،وسیلابتا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.از جمله اثرات فرو نشست در طبیعت تخریب کانال های آبیاری ،شکست خطوط لوله های آب و نفت،تخریب سازه ها ،تشدید فرایند سیلاب،فرایند طبیعی باشد،فرایند طبیعی مانند :حرکات تکتونیکیفوران آتشفشان،انحلال سنگها،تراکم رسوبات و ذوب زمین های یخ بسته معمولا سبب فرونشست تدریجی زمین در ناحیه وسیع میگردند .فرایند هایانسانی مثل عملیات:معدنکاری،استخراج سیالات،احداث سازه هاو بارگزاری بر روی زمین های سست و...نیز موجب ایجاد فرونشست های سریع ولی به صورت محدود و محلی میگردد.بطور کلی فرونشست متاثراز فعالیت های انسانی و پارامتر های زمین شناسی میباشد ،به عبارت دیگر فراین های بشری فرونشست ها را تشدید میکنند .فرونشست زمین را میتوان به شش گروه تقسیم کرد:

1-فرونشست تکتونیکی     2-فرونشست ناشی از فروریختگی غار ها       3-فرونشست معدنی      4-فرونشست ولکانیکی      5-فرونشست ناشی از تحکیم رسوبات نرم       6-فرونشست ناشی از  استخراج سیالات

1- فرونشست تکتونیکی

حرکات ثقلی قائم در طول گسل های با مولفه نرمال سبب پایین افتادن سطح زمین در ناحیه وسیعی میگردد .فرونشست تکتونیکیبه صورت تدریجی یا ناگهانی اتفاق می افتد ،که در حالت دوم همراه با زمین لرزه های شدید میباشد.این فرایند منجر به تشکیل دریاچه و مانداب در طول گسلهای بزرگ خواهد شد.

 

2- فرونشست ولکانیکی

جابجایی حجم زیادی از مواد در طی فرایند ولکانیکی سبب تغییر توپوگرافی  سطحی . پایین افتادن سطح زمین میگردد.به علاوه فضا های خالی ایجاد شده در دهانه آتشفشان بعد ها ممکن 

است فروریخته و موجب فرونشست سطح زمین در اطراف آتشفشان گردد.حالت دیگری از فرونشست در نواحی ولکانیکی جوان مربوط به فروریزی سقف تونلهای گدازه ای میباشد تشکیل تونل های گدازه ای به این صورت است که زمان حرکت ماگما در سطح زمین،بخش فوقانی که در تماس با هوا قرار دارد سریعتر سرد شده و تشکیل یک مجرا یا یک تونلی را میدهد. که از داخل یک ماگماحرکت میکند.با کم شدن حجم ماگما فضای خالی ای بین لایه های سخت فوقانی و سطح نهایی ماگما ایجاد میگردد که به تونل گدازه ای معروف است.بعد ها ممکن است در اثر عوامل مختلف نظیر بارگزاری،زلزله و تعغییرات سطح آب زیر زمینی سقف تونل گدازه ای فروریخته و در سطح زمین فرونسشت ایجاد گردد.

6-4 فرونشست ناشی از فروریزی سقف غار ها

حرکت حرکت آب در توده های سنگی مستعد انحلال نظیر گچ،نمکفو آهک سبب تشکیل فضاهای انحلالی میگردد.اگر چه غار در شرایط مختلف زمین شناسی و سنگ های مختلف میتواند وجود داشته باشد،ولی غار های موجود در طبیعت عمدتا در سنگ های آهکی  به وجود  آمده اند .شبکه غار هادر تراور تن،نمک و گچ نیز به ندرت دیده میشود به مناطقی که دارای غار های انحلالی میباشند منطق کارستی گفته میشود

واژه کارست از نام جغرافیایی ناحیه ای در شمال غرب یوگسلاوی نزدیک مرز ایتالیا گرفته شده است .ا فراد بومی  این منطقه از چند قرن گذشته کلمه اسلاو ((karst))و کلمه ایتالیایی 0(careso)را به کار میبرند .هر دو واژه ریشه هندی و اروپایی از کلمه ((kar)) به معنی سنگ دارد. مناطق کارستی معمولا بر اساس مشخصه هایی نظیر فروچاله ها،دره های خشک،حوضه های بسته و ریخت شناسی زبر و خشن شناخته میشوند.پدیده کارست منحصر به منطقه جغرافیایی خاضی نمیباشد .سنگ ها قابل حل در تمام سطح جهان رخ نمون دارند.و پدیده ی کارست شدن نیز میتواند در هر جایی اتفاق بیفتد .به علاوه اینکه پدیده کارست در رسوبات قدیمی کامبرین ،سیلورین(آ»ریکای لاتین)،دونین (ایرلند،بلژیک،شوروی سابق و ایالات متحده آمریکا)ودر سنگهای کربناته جوان و مرجانی یافت میشود.حدود 10%از مساحت کشور را سنگهای کربناته تشکیل داده است.گسترش این سنگها بیشتر در ناحیه زاگرس است(آغاسی1990)زاگرس از نواحی پرباران کشور بوده وبا توجه به مساعد بودن شرایط آب و هوایی ،نواحی کارستی وسیعی در این ناحیه تشکیل شده است.

 

-3انحلال پذیری سنگ های آهکی

سنگهای آهکی عمدتا از کانی کلسیت(caco3)تشکیل شده اند و معمولا دارای درصدی ناخالصی از قبیل رس،مواد قیری،منیزیم،سیلیس،ماسه،و ترکیبات دیگر میباشند برحسب فراوانی این مواد سنگ های آهکی را به سنگ آهک رسی،مارنی ،قیردار،دولومیتی،سیلیسی و ماسه ای طبقه بندی میکنند .هرچه سنگ آهک خالص تر باشد،انحلال پذیری بالاتری خواهد داشت.عامل اصلی انحلال پذیری کربنات کلسیم در آب اسید کرنیک است که سبب انحلال کربنات کلسیم به صورت زیر میگردد:

 

این یک واکنش دوطرفه است.انحلال پذیری سنگ آهک به غلظت(H2CO3)بستگی دارد که با واکنش آب و دی اکسید کربن به صورت زیر انجام میگیرد

غلظت یون کربنات  با افزایش مقدار اسید کربنیک زیاد شده و غلظت یون هیدروژن کاهش میابد.میزان دی اکسید کربن محلول در آب نیز به فعالیت میکرووار گانیزم ها در تجزیه مواد عالب و تنفس ریشه گیاهان وابسته است

-4تقسیم بندی کارست

طبقه بندی های مختلفی جهت نواحی کارستی ارائه شده است.در یک طبقه بندی بر اساس ریخت شناسی ،نواحی کارست به سه نوع کارست پیشرفته کارست ناقص و کارست انتقالی  تقسیم بندی میشود.

5-کارست پیشرفته

در مناطقی که دارای سنگ های کربناته قابل حل باشد ،تشکیل میگردد،ریخت شناسی مناطق کارستی شامل سرزمینهای سنگی،برهنه،وغیر قابل کشت،فروچاله ها ودشتهای کارستی میباشد

 

 

کارست ناقص

مشخصات نواحی کارستی را نشان نمیدهد،عمق کارستی شدن کم و آثار انحلالی محدودی مشاهده میگردد

کارست انتقالی

این نوع کارست در سنگهای آهکی یافت میشوند که توسط رسوبات ناتراوا و با قابلیت انحلال کم از هم تفکیک شده اند .در این مناطق اشکال زیرزمینی انحلالی به خوبی توسعه داشته ولی دشت کارستی حضور ندارند

در یک طبقه بندی دیگر نواحی کارستی را به دو نوع کارست افشان و کارست مجرایی تقسیم میکنند.در حالت اول کانال ها و مجرای بزرگ کارستی توسعه پیدا نکرده است ودر عوض مجاری کوچک انحلالی در کل توده سنگ وجود دارد .با پیشرفت فرایند کارستی شدن برخی از مسیر ها بزرگتر شده و مجاری بزرگ انحلالی تشکیل میگردد و نوع کارست مجرایی با شواهد سطحی مناطق پیشرفته کارستی خواهیم داشت

عوامل موثر بر فرایند کارستی شدن

دما

نتایج آزمایشات نشان میدهد که به ازای هریک درجه سانتی گراد افزایش دما میزان گاز کربنیک محلول6/1میلی گرم در لیتر کاهش میابد.از طرفی افزایش دما سبب افزایش انتشار و تشدید فرایند انحلال شیمیایی میگردد .معمولا در حضور گاز کربنیک انحلال پذیری کربنات ها با بالا رفتن دما تا70یا 80درجه افزایش میابدودر دمای بالاتر از این قابلیت انحلال پذیری کاهش میابد.لذا در مناطق گرم و مرطوب که دارای پوشش گیاهی متراکم میباشند مانند مالزی و جنوب چین توده های آهکی نسبت به شرایط سنگ شناسی  مشابه در مناطق سردسیر استعداد بیشتری جهت کارستی شدن دارند.

 

تکتونیک

فرایند های تکتونیکی سبب خرد شدن توده های خرده سنگ شده وضمن ایجاد سهولت حرکت جریان آب،سبب نفوذ آب به قسمت ها عمیق میگردد.از این بین شکستگی های برشی و کششی،انواع کششی که بازشدگی سطح درزه های بیشتر است،نقش مهمتری در فرایند کارستی شدن دارند.شکستگی های کششی در بخش فوقانی تاقدیس هاوبخش انتهایی و عمیق ناودیس هامشاهدهمیگردد.درزه های حاصل از رهایی تنش ودیگر شکستگی های سطحی نیزنقش مهمی در فرایند کارستی شدن دارند.شکستگی ها آبهای سطحی را زهکشی نموده و به بخش های پایین تر منتقل کرده و به این وسیله فرایند انحلال را تشدید میکنند.نرخ انحلال سنگ های آهکی نیز خیلی کم است بطوری که برای ایجاد حفره ای به قطر 1 میلی متر 5000هزار سال زمان نیاز دارد.لذا پدیده انحلال آهک در طول عمر پروژه های مهندسی اهمیت ندارد بلکه فروریختگی غار ها ی قدیمی یا فرار آب از شبکه ی کارست موجود ،از جمله معضلات احداث  سازه های مهندسی در نواحی کارستی است.غار های آهکی از نظر شکل و اندازه متغیر میباشند،در برخی از شرایط شکاف های باریک در امتداد سیستمشکستگی های توده سنگ شکل میگیرد و در شرایط خاصی شبکه ای از مجاری بزرگ کارستی تشگیل میگردد سقف غار ها ممکن است به صورت کمانی ،پایه دار یا مسطح باشند.سقف های کمانی و پایه دار معمولا مقاوم تر است هستند و غار های با سقف مسطح به خصوص آهک های لایه نازک ناپایدار بوده و هر از چند گاهی سقف غار ریزش میکند.غار ها تا اعماق 1000 متر نیز ممکن است تشکیل شوند.معمولا غار هایی که در عمق زیر 10 متر قرار دارند در صورتی که توده سنگ فوقانی سالم باشد سالم هستند(پایدار هستند)اما درمورد غار های بزرگ ممکن است در اعماق بیشتر نیز برای سازه های مهندسی خطرناک باشند .پارامتر ها زمین شناسی نظیر لایه بندی،میان لایه های شیلی و مارنی،درزه هاوگسل ها در تشکیل غار ها موثر میباشند اما احتمال وجود غار کاملا تصادفی است و تعیین دقیق محل غار ها بسیار دشوار استاما احتمال وجود غار در مجاورت رخنمونهای نفوذ ناپذیر در امتداد گسلها و برخی از لایه ها ی آهکی با تخلخل بالاتر که محل تمرکز جریان آب میباشد و شدتانحلال پذیری افزایش میابد،بیشتر است.

اشکال فرونشست در نواحی کارستی

فروچاله ها

فروچاله ها حفرات مدوری هستنتد که در مناطق کارستی در سطح زمین مشاهده میگردند ابعاد فروچاله ها از 1تا100متر متغیر است وممکن است مدور ،کشیده،حالت مخروطی و استوانه ای یا بی قاعده باشند،فروچاله ها از نظر تشکیل به انواع زیر تقسیم میشود:

الف)فروچاله های انحلالی

در اثر انحلال تدریجی سطح زمین تشکیل میگردد

ب)فوچاله فروریختگی

در اثر انتقال تدریجی خاک فوقانی به داخل شکافها یا مجاری کارستی و یا نشست زمین در بالای فروچاله ها مدفون تشکیل میگردد.این نوع فروچاله ها در طبیعت بیشتر مشاهده میشود

این فروچاله ها در اثر فرو ریختگی سقف غار ها تشکیل میگردد

 


ج)فروچاله فرونشستی

عمق فروچاله های فرونشستی محدود به ضخامت خاک است و معمولا مخروطی شکل هستند .مکانیسم اصلی تشکیل آنها ،شسته شدن ذرات خاک توسط آبهای فرورو میباشد.فروریختگی متناوب و تشکیل جریان های گلی،سبب توسعه آنها میگردد .در خاک های چسبنده،آب شستگی رسوبات،تشکیل حفراتی را میدهد که به طرف بالا پیشروی نموده وسرانجام با فروریختگی ناگهانی  تشکیل یک فروچاله در سطح زمین را میدهد.

در خاک های غیر چسبنده فروچاله ها در اثر فرونشست تدریجی ایجاد میگردد.فراوانی فروچاله های فرونشستی  بسته به نفوذ خاک،شرایط آب و هوایی و ضخامت خاک فوقانی دارد.با افزایش ضخامت خاک میزان فراوانی فروچاله ها کاهش میابد.در توده آهکی فروچاله ها غالبا در امتداد شکستگی های اصلی تشکیل میگردد .یکی از پارامتر های اصلی تولید وکنترل کننده فروچاله توپوگرافی سنگ کف است.از نظر توپوگرافی سطحی نیز غالبا در نواحی با توپو

گرافی پست در کف دره های خشک  که آب زیر زمینی پایین میباشد فراوانی بیشتری دارند از جمله مناطق مستعد تشکیل فروچاله ها ،در امتداد گسله های جوان میباشد.مثال جالبی از این پدیده تکیه گاه جالبی سمت راست سد سیلوه در امتداد گسله زمین لرزه ای سیلوه میباشد.ساختار سد سیلوه در 20کیلومتری پیرانشهر واقع شده است سنگ کف در این منطقه آهک بوده و ضخامت خاک سطحی ان حدود 3متر است.در بازدیدی که از محل فوق در سال 1378 صورت گرفت حفرات انحلالی مدور و قیفی شکل متعددی به اندازه 1تا2متر و عمق حد اکثر1متر ردیف نسبتا منظم درامتداد گسله فوق بطول چند صد متر در سطح زمین مشاهده گردید .

فروچاله ها در اثر فعالیت مهندسی

یکی دیگر از دلایل فروریزی سقف غار ها و تشکیل فروچاله ها فعالیت های مهندسی میباشد برخی از فعالیت های مهندسی که منجر به تحریک و افزایش پتانسیل فروریختگی سقف غار ها میگردد عبارت اند از:

1-برداشتن برخی از پوشش سقف غار ها موجب تضعیف سقف غار و فروریختگی آن میشود

2-قطع گیاهان سبب افزایش آب نفوذی در داخل خاک و ایجاد فرونشست مناطق مستعد میگردد

3-انفجار در بالای سقف غار ها سبب بهم ریختگی غار  و فروریختگی آن میشود

4-بار گذاری بر روی سقف غار ها ممکن است سبب فروریختگی شود

5-فروچاله ها ممکن است در اثر شکستگی لوله های آبرسانی  و نفوذ آب در غار ها به وجود آید

بررسی صحرایی غار ها

به علت طبیعت تصادفی وقوع غار ها،تشخیص و به نقشه درآوردن آنهادشوار میباشد.اطلاعات زمین شناسی تا حد زیادی جهت تعیین مکان های مشکوک کمک میکند.ولی قادر به پیش بینی اطلاعات دقیق موقعیت و ابعاد آنها که کار های مهندسی مورد نیاز است نمیباشد.همچنین مطالعه ژئوفیزیکی نیز راهنمایی بسیار میکند.ولی مطمئن ترین راه حفاری اکتشافی است.بدین منظور میتوان از روش های مختلف  مثل میله کوبی،حفاری ضربه ای،حفاری دورانی استفاده نمود.غار ها و مجاری انحلالی ممکن است با مصالح نرم تر مثل خاک پرشده باشد که در این حالت غیر قابل تشخیص است.

فواصل و عمق گمانه زنی بستگی به شرایط زمین شناسی و اهداف مطالعات دارد.درصورتی که نیاز به شناسایی غار ها با ابعادکوچک نیز باشد لازم است فواصل نزدیکتری برای گمانه انتخاب گردد.عمق نهایی گمانه زنی نیز وابسته به نیاز پروژه است.در غالب موارد در صورتی که حفاری بیش از 5متر در سنگ سالم ادامه یابد.دلیل قانع کننده ای برای خاتمه عملیات میباشد.در صورتی که در یک عملان حفاری به یک غار برخورد گردد برای تشخیص ابعاد آن نیاز به حفر گمانه بیشتری میباشد .برای این منظور از دوربین های درون گمانه ای نیز میتوان کمک گرفت.

روش های ژئوفیزیکی مورد استفاده غارها

ثقل سنجی از جمله معروف ترین ومناسب ترین روش های ژئوفیزیکی جهت تشخیص غار ها میباشد .غار ها در مطالعات ثقل سنجی آنومالی منفی مشخصی را ایجاد میکند.کارآیی این روش در اعماق زیاد و زمانی که حفرات از خاک یا آب پر شده باشند کمتر است.یک حفره به قطر،2متر در عمق یک متری آنومالی حدود 42میکروگال را ایجاد میکند. در حالیکه در عمق9متری آنومالی آن به 10 میکروگال کاهش پیدا میکند.درحالی که تعقییرات ثقل به علت نوفه محلی به طور متوسط 30میکروگال است .همچنین گرادیان عمودی ثقل حدود 300میکروگال در متر است،که بر روی غار ها به200میکروگال درمتر کاهش پیدا میکند.پیمایش الکتریکی از جمله روش های متداول در مطالعه بر روی غار هاست.درمطالعات ژئوفیزیک فضاهای خالی زیر زمینی نسبت به توده های اهکی آنومالی مثبت ایجاد میکنند در حالی که غار های پرشده از رس یا آب آنومالی منفی ایجاد میکند.

از بین روش های لرزه ای روش حد مرزی در شرایطی که عمق قرار گیری حفره کمتر از ابعاد آن باشد قابل استفاده است.پیمایش لرزه ای بین گمانه ای در حالتب که تعداد گمانه کافی باشد روش مناسب تری میباشد.

به طور کلی روش های ژئوفیزیکی جهت تشخیص غار های بزرگ مناسب است و با توجه به نوفه محلی امکان تشخیص غار های کوچک با روش ژئوفیزیکی وجود ندارد.البته در شرایط خاص پیمایش رادار برای این منظور مناسب میباشد.درهر صورت لازم است نتایج مطالعات ژئوفیزیک با حفاری مستقیم کنترل گردد.

فرونشست نمک

نمک بسیار انحلال پذیر است و تماس آب زیر زمینی با آن سبب انحلال وسیع،تشکیل غار ،وفروریختگی ونهایتا فرونشست در زمین میگردد.

فرونشست طبیعی سنگ نمک در محدوده ای وسیع ودر زمان طولانی اتفاق می افتد.اما استخراج نمک سبب تشدید این فرایندو به وجود آمدن فرونشست میشود.نمک معمولا در تناوب با رس و گچ و مارن میباشد وکمتر به صورت توده های ضخیم دیده میشود.در ایران سازند های توده ی نمک گسترش وسیعی دارد که از جمله آنها به سری نمکی هرمز-پره کابرین-در زاگرس سری نمکی راور.پره کامبرین در نواحی مرکزی و کرمان ،سری نمکی ژوراسیک در بالایی در ایران مرکزی،و سازند گچساران-میوسن در نواحی زاگرس میتوان اشاره نمود.یک متر مکعب آب قادر به انحلال حدود360کیلوگرم نمک میباشد،لذا با توجه به انحلال پذیری بالای نمک در طی چند سال یک غار به قطر یک متر میتواند ایجاد شود.در حالی که برای ایجاد چنین غاری در آهک حدود 10000 سال زمان نیاز است.اما به خاطر مقاوت کم سنگ نمک غار های ایجاد شدهدر این سنگ ها به ندرت پایدار باقی میماند.

فرونشست زمین در اثر استخراج آب زیر زمینی

سفره های آب زیر زمینی در سه فرم آزاد،تحت فشار و آبخوان های سنگی یا سازندهای سخت میباشد.در صورتی که برداشت از یک آبخوان بیشتر از آب ورودی آن باشد تراز آب یا سطح پیزومتریک افت خواهد داشت.کاهش سطح آب در آبخوان های آزاد سبب خارج شدن ضخامتی از خاک از حالت شناوری شده و وزن بیشتری به لایه های پایینی وارد می آورد  سبب تراکم خاک .

و فرونشست زمین میگردد.

در آبخوان های تحت فشار نیز پایین رفتن سطح یک پیزومتر یک منجر به کاهش فشار بالا آورنده آب و افزایش فشار موثر خاک بالای آبخوان و نهایتا تراکم و نشست زمین میگردد.در آبخوان های سخت ،کاهش تراز آب ممکن است سبب فروریزی سقف غار ها گردد.ولی مشکلات مربوط به آبخوان های آبرفتی را ندارد.رابطه ی بین فرونشست زمین و تعقییرات تراز آب زیر زمینی در بسیاری از مناطق مشاده میگردد.میزان نشست زمین تابعب از میزان تنش وارده،مدت زمان افزایش تش،ضریب تراکم پذیری،درجه پوکی وضخامت خاک میباشد.فرونشست در خا ک های غیر چسبنده سریع تر اشت.و هر چه خاک پوکتر باشد میزان نشست آن بیشتر خواهد بود. در خاک های ریز دانه به علت نفوذ پذیری کم نشست زمین به تدریج صورت میگیرد وممکن است سال ها ادامه یابد.

به پدیده ی فرونشست در خاک های رسی اشباع که در اثر خروج آب صورت میگیرد تحکیم گفته میشود.فرونشست زمین در خاک های آلی بعلت ضریب تراکم بالا  بیشترین مقدار را داراست.

از جمله پدیده هایی که سبب تشدید فرونشست زمین در اثر استخراج آب زیر زمینی میگردد خروج ذرات زیر خاک همراه با آب به سطح زمین میباشد.این پدیده که به خاطر نا مناسب بودن فیلتر اطراف چاه و قطر زیاد سوراخهای لوله های آبکش اتفاق می افتد،سببافزایش تخلخل خاک و در نتیجه فرونشست سطح زمین میگردد.پایین رفتن سطح آب زیر زمینی  به میزان چند متر سبب برداشته شدن فشار آب منفذی در این ضخامت از خاک و تراکم آن در اثر افزایش فشار  موثر در لایه ها ی خاک میگردد.تراکم خاک ماسه ای بلافاصله بعد از پایین رفتن سصط آب اتفاق می افتد  و مقدار آن نیز کم اسن و همچنین در سفره های آب زیر زمینی کارستی پایین رفتن آب اثر خاصی ندارد.مشکل اصلی تحکیم خاک های رسی میباشد.و با توجه به مشکل کم آبی در کشور ایران بیلان آب در بسیاری از آبخوان ها منفی است.از این رو در غالب دشت های کشورمان پدیده ی فرونشست کم و بیش وجود دارد.برخی از این نواحی ازجمله استان های مرکزی و شرقی کشور نظیر کرمان،یزدوجنوب خراسان  از این نظر حالت بهرانی تری دارند.در سال های اخیر فرونشست زمین در حاشیه شهر های بزرگ نظیر تهران ،کرج،مشهد نیز بروز کرده است که ادامه آن میتواند بسیار زیان بار باشد.بر اساس مطالعه صورت گرفته توسط سازمان زمین شناسی کشور ،209دشت در ایران با مشکل فرونشست مواجه هستند که دلیل اصلی آن براشت بیش از حد از سفره های زیر زمینی میباشد.

بررسی های انجام شده در استان کرمان نشان میدهد که میزان نشست زمین به ازاء هر 10متر افت سطح آ در محدوده شهر کرمان حدود83 سانتی متر،سیرجان حدود27سانتی متر،رفسنجان حدود42 سانتی متر و در زرند حدود 30 سانتی متر میباشد و بطور متوسط دشت های استان کرمان در سال 10 سانتی متر نشست دارند.در منطقه توس در شمال شرق مشهد نیز  70 سانتی متر نشست در طی 8 ماه گزارش شده است.همچنین در دشت ورامین و شهریار میزان نشست حدود 16 سانتیمتر بوده است.

به نظر میرسد تنها راه جلوگیری از فرونشست زمین تزریق آب به سفره های زیر زمینی میباشد..گسترش شبکه ی فاضلاب شهری واستفاده از پساب تصفیه شده جهت کشاورزی نقش بسزایی در کاهش برداشت از سفره و توقف فرونشست خواهد داشت

برداشت نفت و گاز هم میتواند موجب فرونشست شود.

فرونشست در اثر معدنکاری

این حالت عمدتا در معادن زیر زمینی ذغال سنگ صورت میگیرد.در گذشته عملیات استخراج لایه های زغال به صورت چاله های روباز یا تونلهای افقی بود و بعد ها برای استفاده و استخراج لایه های ذغال سنگ از روش چاله های عمودی استفاده میگردد.در این حالت چاهک اصلی به صورت عمودی حفر شده تا لایه ذغال را قطع نماید  ودر اطاف چاهک تا زمانی که نگهداری غیرممکن باشد برداشت صورت میگیرد.سپس در مجاورت چاهک قبلی چاهک جدیدی حفر و برداشت ادامه میابد.در این حالت ممکن است تعداد زیادی چاهک در یک منطقه حفر گردد  بعضا چاهک ها و فضا های خالی مو جود با مواد باطله پر شده که البته در این حالت تراکم خاک غیر قابل کنترل است.

 

شکل صفحه بعد

 

فرونشست در اثر ذوب زمین یخ بسته

در نواحی دائما یخ بسته گرم شدن زمین و ذوب یخ ها با کاهش حجم همراه است و نهایتا منجر به فرونشست شده  و در صورتی که صطح شیبدار داشته باشیم جریان های گلی تشکیل میگردد.ذوب شدن زمین یخ زده ممکن است در اثر گرمای حاصل از ساختمان هایی که عایق بندی نشد اند یا به دلیل ساخ جاده ای و خطوط لوله صورت گیرد

فرونشست زمین دز اثر وقوع زلزله

ارتعاش زمین در ماسه های سست ،سبب تحکیم خاک وایجاد فرونشست در سطح زمین میگردد .نشست ماسه های سست اشباع و یا کاملا خشک در اثر ارتعاش زلزله بیشتر از سایر خاک ها میباشد.وقوع لغزش ها نیز منجر به نشست زمین در بخش افراز و تاج آنها خواهد شد.

       ایوب امانی کلاریجانی  سرگروه زمین شناسی رودهن. 25/2/1391